تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١

27 .

- اللّطيف لطيف به معنى عالم بود و به معنى محسن بود . قال اللّه تعالى :
اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ .
و چه احسان باشد 1 وراى آنكه تو در كتم عدم ، و او سازندهء كار تو به فضل و كرم ؛ تو در كتم عدم ، و او ترا برگزيده از كلّ عالم 2 ؛ تو در كتم عدم ، و او بىشفاعتى سابق 3 و بىمنفعتى لاحق و بىحصول رنجى در حال ، و بىوجوب حقى در سالف 4 كار تو مىساخت ، و شست سرّ يحبّهم در بحر يحبّونه 5 مىانداخت . بيت
تو خود نبُدى كه من ترا بودَستم * از دست فراق مَنْت بر بودَستم
گر تو نكنى هر آنچه فرمودَستم * من خود بكنم هر آنچه بنمودَستم
با عابدان گفت كه من لطيفم ، به معنى عليم ، تا از خفاياى شرك و از دقايق ريا تحرّز كنند و با عاصيان گفت : من لطيفم ، به معنى احسان‌كننده ، تا نوميد نگردند . يحيى بن معاذ الرّازى گفت رحمه الله : تلطّفت لاوليائك فعرفوك و لو تلطّفت لا عدائك ما جحدوك . عبهر لطف و نسرين انس و ريحان فضل خود در روضهء دلهاى دوستان خود برويانيدى تا به آن لطائف /
b
76 / به سرّ معارف و اداى وظايف رسيدند . اگر با اعداى راه همين كردى و همين را احسان بنمودى 6 دار اسلام و دار كفر يكسان بودى .