و چون خداوند - جلّ جلاله - در حق كافران - لعنهم الله - گفت :
كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ
دليل ظاهر است كه مؤمنان را حجاب نيست 14 .
گويند بهشت ميزبانى است * بىديدن ، ميزبان نباشد
چون دشمن و دوست در حجابند 15 * پس فرق درين ميان چه باشد
به حقيقت بدانيد كه اگر او خيمهء وصال و قبّهء قرب به دوزخ فرستد دوستان بوستان ازل كه بر آواز 16 هزار دستان جذبات غيبى مستان گشتهاند آتش دوزخ را توتياى ديدهء خود سازند ، و اگر يك لحظت در فردوس اعلى و جنّت عدن و دار القرار ، دوستان را به حجاب 17 مبتلا گرداند چندان فرياد كنند كه دوزخيان را بر ايشان رحمت آيد . /
a
2 /
بيت
رضوان و نعيم و حور عين را * بىروى تو جاودان نخواهم
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . آ : و الابداع
( 2 ) . آ ، كب : عرش ذرهاى و ذره عرشى
( 3 ) . آ : آيد
( 4 ) . آ : « حكمت اعادت كرد » ندارد
( 5 ) .
مج : خوشبوى
( 6 ) . مج : بزيد
( 7 ) . مر ، مج : باز كردند
( 8 ) . آ : صورى
( 9 ) . آ : اين ندا در دهد كه
( 10 ) . آ :
تحفهاى
( 11 ) . آ : و از خرمن
( 12 ) . آ ، كب : در اكثر مواضع « هيچچيز » به صورت هيچ چيز و « هيجا » به صورت هيچ جا آمده است
( 13 ) . آ : در حاشيه افزوده شده :توجه دانى اى پسر سوز فراق * عاشقى داند دلى پراشتياقچون تو عاشق نيستى دلمردهاى * دعوى عشق از چه در سر كردهاى *در دست من آن زلف دو تو بايستى * كارم همه چون رخش نكو بايستى
گرچه شب و شمع هست و ياران حاضر * اينها همه هيچ نيست او بايستى *گر با همهاى چو بىمنى بىهمهاى * ور بىهمهاى چو با منى با همهاى *بىتو چكنم من اين دل سوخته را * وين جان به تير هجر بر دوخته را( 14 ) . آ : + و حساب با ايشان على الحقيقة بجز عتاب نيست
( 15 ) . آ ، كب : در حجاب است
( 16 ) . آ : از آواز
( 17 ) . مج ، آ : دار القرار به ذلّ حجاب .