تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
گشت ، ماه اصطبارش در محاق شد ، پس آنگه آن درويش همّت در بست تا 9 مقصود خويش از پيش برگرفت . او را گفتند : با دوستان اين كنند كه تو كردى ؟ گفت : و من هو حتّى يتعرّض لقلبى . او كه باشد كه پيرامن سرا پردهء دل ما گردد . و گفتهء ايشان است : لا يستحقّ ان يلتفت اليه القلوب الّا هو . هيچ‌كس خود استحقاق آن ندارد كه دل به وى آويخته شود مگر او . و هم ايشان گفته‌اند : اول كارى كه بر تو حمله آورد ، بنگر تا دلت را قبله چيست ؟ خلق است يا حقّ . آنچه قبلهء دل تست در اول صولت و صدمت كار معبود تست ، زيرا كه مقصود و مشهود تست 10 . و على الحقيقة اين « هو » خاص‌ترين همهء نامهاست 11 . هو يك حرف است و آن « ها » ست ، و اين « واو » براى قرار نفس راست . و دليل بر آن كه يك حرف است كه چون تثنيه كنى « هما » گويى ، نه « هوما » . پس اين نام فردى است دليل بر فردى . /
a
1 / اى جوامرد 12 ؛ همه اسامى و صفات كه رود از سر زفان رود 13 مگر هو ، كه از ميان جان رود . اسمى است كه زفان را با او كار نيست ، هر اسم كه بر زفان برانى ، لب بجنبانى ، امّا هو كلمه‌اى است كه زفان و لب را 14 - كه وكيل و در وان دل‌اند 15 - با او كار نيست ، از سر زفان 16 برنيايد ، از ميان جان و قعر دل و صميم سينه برآيد . هو بايد كه از قعر دل مترقى گردد به نفس پاك ، از نفس پاك ، از دل پاك ، از سرّ پاك ، از ضمير پاك ، از باطن پاك كرده قصد درگاه پاك كند ، گذران و روان و برّان ، چون برق خاطف و ريح عاصف ، نه چيزى به او درآويخته ، نه او به چيزى درآويخته 17 .

اختلاف نسخه‌ها

شرح
( 1 ) . مج : به الله ( 2 ) . آ ، مج : تعريف نكنى . . . واقف نگردند ( 3 ) . آ : سينه خالى ( 4 ) . آ : مىآيد ، مج : مىآمد ( 5 ) . آ ، مج : درويش پيشش آمد ( 6 ) . آ ، مج : يا كرسى ( 7 ) . آ : در حاشيه افزوده شده :خاك وطن يار بر سر پاشم( 8 ) . مر : به باد داد ( 9 ) . آ : تا + آن ( 10 ) . آ : در حاشيه افزوده شده : بيت :غير حق هر ذره كان مقصود تست * تيغ لا بركش كه آن معبود تست( 11 ) . آ : مج : خاص‌ترين نامهاست ( 12 ) . آ ، مج ، مر : در بعضى مواضع جوامرد و در بعضى ديگر جوانمرد ( 13 ) . مج ، آ : از زفان رود ( 14 ) . مج ، آ : زفان را ( 15 ) . آ ، كب : وكيل و در آن دل‌اند ( 16 ) . آ : سرى زفان . در اين نسخه عموما كسرهء اضافه به صورت « ى » ثبت شده است ( 17 ) . مج ، آ : بازآويخته . در حاشيهء آ افزوده شده :دارى سرِ ما بگرد گردِ سرى خويش * يا بر درى ما بباش يا بر درِ خويشاى جان دو به هم راست نيايد مىدان * گه بر درى ماشى و گه بر درى خويش.
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 3 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى