جهان باقى و خدا را بيند . اگر تمامتر خواهى از خدا بشنو كه چگونه خبر مىدهد از قومى كه :
« قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ »
. امّا يك مرگ ، وراى اين مرگ قالب ميدان ؛ و حيوة ديگر بجز اين حيوة قالب مىشناس . اگر تمامتر خواهى كه از حيوة و موت معنوى بدانى از مصطفى بشنو كه در دعا چه مىگويد :
« اللّهمّ بك أحيا و بك أموت » مىگويد : خداوندا به تو زندهام ، و از تو ميرم . هيچ دانى كه ازو مردن چگونه بود ، و به دو زيستن چگونه باشد ؟ !
( 419 ) دريغا اين حالت ، شاهد بازان دانند كه حيوة با شاهد چگونه بود ؛ و بىشاهد ، موت چون باشد ؛ و شاهد و مشهود بيان مىكند با شاهد بازان حقيقى ، كه حيوة و موت چيست . دانم كه اين كلمات در عالم عادتپرستى تو نباشد ، عالم عادتپرستى شريعت است ، و شريعتورزى عادتپرستى باشد ؛ تا از عادتپرستى بدر نيايى و دست بندارى ، حقيقتورز نشوى . و اين كلمات دانستن در شريعت حقيقت باشد ، نه در شريعت عادت . اگر مردى خود را با اين بيتها ده كه چون گفته مىشود :
اى دريغا كين شريعت ملّت رعنايى است * ملّت ما كافرى و ملّت ترسايى است
هامش
( 1 ) چگونهA . . . UچگونH- -
( 2 ) سورهء 40 ( غافر ) آيهء 11 ك - -
( 3 ) بجز اينA . . . UجزينH- -
( 4 ) از . . . بدانىBPUاز مرگ و حيات معنوى فهم كنىAHMSحيوة . . . معنوى فهم كنىR- -
( 5 ) از توAHMRSبه توBPU- -
( 6 ) بود . . . باشدASبود و به دو زنده بودن چگونه شايدBباشد و به دو . . .
باشدHMPRU- -
( 7 ) چگونهABPRSUچونHM- -
( 9 ) حيوة . . . چيستA . . . Uچه باشد حيوة و موتB- - عالم عادتپرستىRعالم عادتA . . . U- -
( 10 ) باشدA . . . UاستB- -
( 11 ) نيايىRنيابىA . . . U- - بندارىAMPRSUازو بندارىBندارىH- -
( 12 ) اگرAHSمىخواهم شريعت حقيقى و حقيقت مىخواهم اگر توBMPRU- -