بيند روح خود را ، جلال دوست ديده باشد ؛ پس از آن گفت :
« فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ : هذا رَبِّي »
چون ماهتاب را كه نور ابليس است ، در آن مقام بديد گفت :
« هذا رَبِّي »
كه از نور جلال خداست ؛ پس از آن برگذشت
« فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً »
چون آفتاب نور احمدى ديد كه جان احمد در آن عالم ، آفتاب باشد ، گفت :
« هذا رَبِّي »
.
( 273 ) در عالم خدا اين دو نور : يكى آفتاب آمده است ، و يكى ماهتاب . و سوگند وى بشنو : در اين دو مقام
« وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها »
. اين دو نور : يكى در آن عالم شب آمد ، و يكى روز ؛ و آنجا خود نه شب است و نه روز « ليس عند اللّه صباح و لا مساء » . از مقام نور ماهتاب تا بمقام نور آفتاب ، مسافتى دور است ! از نور تا ظلمت چندانست كه نزد تو از عرش تا ثرى . مگر كه اين بيتها نخواندهاى ؟
از نور بنور ، منزلى بس دور است * كين نور ز ظلمتست و آن از نور است
هامش
( 1 ) از آنAHPRSازين حالB- -
( 1 - 3 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 77 ك 78 ك - -
( 2 ) چون ماهتابHماهتابABPRS- -
( 3 ) برگذشتAHPSدر گذشتBR- -
( 4 - 5 ) چون . . . ربىPRچون . . . ديد كه در آن عالم . . . ربىASچون نور احمد كه در عالم ازل آفتابست گفت اين نور جمال خداستBچون . . .
احمدى بديد گفت : هذا ربىH- -
( 6 ) آمده استRآمد استAPSآمدهBH- -
( 7 ) وىAPSهر دو نورBاوHR- - در اين دو مقامHبدين مقامAPS - Bدرين مقامR- - سورهء 91 ( الشمس ) آيهء 1 ك - -
( 8 ) و آنجا . . . روزAPSو اما آنچه حضرت خدا است آنجا . . . روزBو آنجا . . . روز بدين دليل كه مصطفى فرمودHو آنجا . . . شب باشد و نه روزR- -
( 9 ) ماهتاب . . . آفتابABHRSآفتاب . . . ماهتابP- -
( 10 ) نزد توAPRS - BH- - ثرىABHRSفرشP- -
( 13 ) ز ظلمتستRظلمتستABHPSU- -
( 1 - 13 )A . . . S - MU- -