تمهيد اصل تاسع ( بيان حقيقت ايمان و كفر )
( 263 ) اى عزيز اين آيت را گوشدار كه
« وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ »
مىگويد : بيشتر مؤمنان ، مشركان باشند . اى عجب ! مگر مصطفى - عليه السّلام - از اينجا گفت : « كاد الفقر أن يكون كفرا » . دريغا گوش دار :
اى دوست هرگز ديدهاى كه ديوانگان را بند بر ننهند ؟ گروهى از سالكان ديوانهء حقيقت آمدند ، صاحب شريعت بنور نبوّت دانست كه ديوانگان را بند بر بايد نهاد ؛ شريعت را بند ايشان كردند . مگر از آن بزرگ نشنيدهاى كه مريد خود را گفت ؛ با خدا ديوانه باش و با مصطفى هشيار . دريغا سوختگان عشق ؛ سودايى باشند ؛ و سودا نسبتى دارد با جنون ، و جنون راه با كفر دارد . باش تا شاهد ما را بينى ؛ و آنگاه
هامش
( 1 ) تاسعABHPSUنهمR- -
( 4 ) مىگويد . . . مگرPUگفت نيابى بيشتر مؤمنان را مشرك باشند مگرASمىگويد نيابى هيچ مؤمن را الا كه مشرك باشد با خداى - تعالى - و مشرك آن باشد كه ديگر برابر خداى - تعالى - انباز گيرد و مؤمن آن بود كه بعد از خداى - تعالى - روى در ديگر نكند و با ديگر نگويد و شنود گوشدار كه شيخ جنيد بغدادى - رضى اللّه عنه - گفت كه « الفقير لا شريك له الا هو » وBمىگويد نيابى بشر مؤمن را مگر كه مشرك باشد اى عجب مگرHمىگويد نيابى هيچ مؤمن را الا كه مشرك باشدR- -
( 5 ) از اين . . . دريغاAHPRSUگفت . . . كفراB- -
( 5 - 6 ) گوش . . . ديوانگان راAHPRSUچون در ذات سالك شريك باشد كفرش حاصل آيد هرگز . . . عاقلان راB- -
( 6 ) ديوانهءABHRSUديوانگانP- -
( 7 ) صاحبASو صاحبBكه صاحبH - PRU- - نهادABPSUبر پا بايد نهاد بر پا نهندHبر نهادنR- -
( 8 ) كردندAPRSUكردBH- -
( 8 - 9 ) آن . . . هشيارAPRSUشيخ ابو يوسف همدانى - قدس سره - نشنيدهاى كه مريدان را گفتى كه با خدا . . . باشيد . . . هشيارBآن . . . و با مصطفى با ادبH- -
( 9 ) دريغا . . . باشندAHPRSUسوختگان . . . باشدB- -
( 10 ) با كفر داردABHPSUبكفر دارد جانم فداى آن كفر ايشان بادR- -
( 1 - 10 )A . . . U - M- -