آمده است . سعادت از دنيا و قالب ، ظاهر شد ؛ و شقاوت همچنين ، و اگر نه در فطرت همه يكسان بودند ؛ تفاوت از خلقت نيامد
« ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ »
بلكه از قوابل و قالب آمد . اگر دنيا و قالب ضرورت نبودى ، چرا مصطفى را بدان حال بازگذاشتندى كه بدعا و تضرّع گفتى : « ليت ربّ محمد لم يخلق محمدا » ؛ و با ابو بكر گويد : « ليتنى كنت طيرا يطير » ، با عمر گويد : « ليتنى كنت شجرة تعضد » ؟
دريغا اين فرياد از دنيا و قالب بر مىآيد ؛ و اگر نه ، اين سخن را و اين شكايت نبى و ولىّ را با حقيقت چه كار ؟ معنى سخن اين سه بزرگ ، يعنى مصطفى و ابو بكر و عمر ، آنست كه كاشكى ما را در عالم فطرت و حقيقت بگذاشتندى ، و هرگز ما را بعالم خلقت نفرستادندى .
هامش
( 1 ) آمده استASآمدBHRآيدPU- - سعادت . . . شدAPUاى عزيز سعادت . . . و قالب با ديد آمدBسعادت . . . و قالب پيدا آمدHسعادت . . . و قالب از ظاهر شدRسعادت . . . پيدا آمدهS- -
( 1 - 2 ) و شقاوت . . . نيامدHPUو شقاوت از دنيا و قالب پيدا آمده و اگر نه . . . آمدARSو شقاوت هم از . . . و قالب با ديد آمد چرا ؟ اگر دنيا نبودى و قالب نبودى نه سعادت بودى و نه شقاوت مثال آنكه استاد از همه نوع كه نقش كند اما هيچ يك به يكديگر نماند و اين از ارادت استاد باشد . و به آن نوع كه نقش كند تبديل نتوان كرد . اى عزيز در فطرت يكسان آمدند اما صورت بر صورت فرق باشد و آن از ارادت نقاش افتاد كه قالب هست كه بزرگست و هست كه كوچك و حقير است كهB- -
( 2 ) سورهء 67 ( الملك ) آيهء 3 ك - -
( 2 - 3 ) ما ترى . . . آمدBHPRU - AS- -
( 3 ) و قالب . . . اگرAPSUقالب آمد و اگر ضرر و زيان از قالبBو قالب . . . و اگر نهHو قوالب آمد اگرR- -
( 3 - 4 ) ضرورت . . . گفتىPUضرورت . . . مصطفى با آن كه بدعا . . . گفتىASضرورت . . . مصطفى شكايت كردى كهBضرورت . . . مصطفى را باز گذاشتند كه بدعا . . . گفتىHضرورتى . . . بدان گذاشتندى كه . . . گفتىR- -
( 4 - 5 ) و با ابو . . .
يطيرAHPRSU - B- -
( 5 ) تعضد الشجرة : نقطع و ينثر ورقها - -
( 6 ) بر مىآيدPUخود داشته مىشودAHRSكرده مىشودB- -
( 6 - 8 ) و اين . . . كهPUبا . . . كار گفتند كهABHRS- -
( 8 ) عالم . . . بگذاشتندىAPSUعالم . . . نگذاشتندىBRحقيقت بر عالم فطرت بگذاشتندىH- -
( 9 ) خلقتABHRSحكم و تكليفPU- -
( 9 - 1 ) نفرستادندى اى عزيزAHPRSUنفرستاده بودندىB- -
( 1 - 9 )A . . . U - M- -