( 232 ) اى عزيز او خواست كه محبّان را از اسرار ملك و ملكوت خود ، خبرى دهد در كسوت حروف تا نامحرمان بر آن مطّلع نشوند . گويد :
« الم
، المر
، الر
، كهيعص
، يس ،
ق ،
ص ،
حم
عسق
، ن ،
طه ،
المص ،
طسم
، طس »
دريغا مگر كه اين خبر از مصطفى - عليه السّلام - نشنيدهاى كه گفت « إنّ لكل شىء قلبا و إنّ قلب القرآن يس » . اين جمله نشان سرّ احدست با احمد كه كس جز ايشان بر آن واقف نشود :
اى سرو سهى ماه تمامت خوانم * يا آهوى افتاده به دامت خوانم
ز اين هر سه بگو كه تا كدامست خوانم * كز رشك نخواهم كه به نامت خوانم
( 233 ) اين حروف را در عالم سرّ ، مجمل خوانند ، و حروف ابجد خوانند .
اى عزيز در اين عالم كه گفتم ، حروف متّصل جمله منفصل گردد كه آنجا خلق خوانند
هامش
( 1 ) اى عزيز اوAHMPRSكهB- -
( 1 - 2 ) ملك . . . حروفAMPRSخود چيز دهد . . . حروف اين رمزها گفت دادBخود . . . حروف اين رمزها گفت دادH- -
( 3 ) دريغاAHMPRS - B- -
( 4 ) گفت انBMانAHPRS- -
( 5 - 6 ) جمله . . . نشودMجمله . . . برين اسرار جز ايشان . . . نشودHPجمله . . . سر احديت ست . . . نشودASجمله . . . كس جز محققان برين رمزها واقف نشوندBنشان . . .
نشودR- -
( 7 ) اى . . . ماهMسرو سهى و ماهASكه سرو . . . مهBكه سرو . . . ماهHPR- -
( 8 ) ياABMSكهHRوP- -
( 9 ) سه بگو كه تاABPSسه نيكويىHدو بگو تاMبگويى تاR- -
( 11 ) حروف . . . حروفPحروف را . . . سر محمد . . . حروفASچهار حرف را كه شنيدى در عالم بس مجمل خوانند و نيز حروفBجمله را در عالم حقيقى بس مجمل . . . حروفHحروف را . . . سر محمدى . . . حروفMجمله حروف را . . . سر بسرR- - ابجدPابو جادABMRSابو جدH- -
( 12 ) اى عزيز . . . آنجاAMPSدرين عالم كه گفتيم . . . جمله متصل گردد اما آنچهBاى عزيز . . . آنچهHاى عزيز . . . گفتيم . . .
آنچهR- -
( 1 - 12 )A . . . S - U- -