نفسهاى سهگانه آمد : نفس امّاره و نفس لوّامه و نفس مطمئنّه در اين مقام خود با تو نمايند ، و چون بدين مقام رسى بىشنيدن معلوم تو شود ، و شمّهاى در تمهيد ديگر از نفسها گفته شود « إن شاء اللّه »
( 198 ) دريغا اى عزيز كه قلب ندارى كه اگر داشتى آنگاه با تو بگفتى كه قلب ، چيست كار دل دارد . دل را طلب كن ، و با دست آر . دانى كه دل كجاست ؟ دل را « بين إصبعين من أصابع الرّحمن » طلب مىكن . دريغا اگر جمال « إصبعين من أصابع الرحمن » حجاب كبريا برداشتى ، همه دلها شفا يافتندى . دل داند كه دل چيست ، و دل كيست : منظور الهى دل آمد ، و خود دل لايق بود كه « إنّ اللّه لا ينظر إلى صوركم و لا إلى اعمالكم و لكن ينظر إلى قلوبكم » . اى دوست ! دل نظرگاه خداست ، چون قالب ، رنگ دل گيرد و هم رنگ دل شود . قالب نيز منظور باشد .
( 199 ) اى دريغا ندانم كه فايده و حظّ از اين سخنها كه خواهد برداشت ! جانم فداى او باد . معذوردار مرا كه « مثل القلب مثل ريشة بأرض فلاة تقلّبها الرّياح » .
دلها را باد رحمت الهى در عالمهاى خود مىگرداند ، و دلها در عالم دو انگشت جولان
هامش
( 1 ) نفسهاى . . . آمدMنفسها سهاندBنفسهاى سهگانهAHPSUنفسهاى سهگانهاندR- -
( 1 - 2 ) مطمئنه . . . نمايندA . . . Uمطمئنه اين نفسها درين . . . نمايدB- -
( 2 ) بدين مقامHMRبدانجاABPSبدينجاU- - رسى بىشنيدنA . . . Uرسيدى بى گفتB- -
( 3 ) گفتهA . . . Uديگر گفتهM- -
( 4 ) اى عزيزA . . . U - B- - كه . . . آنگاهASUكه آنك قلبBاگر قلب داشتى خودHكه آنگاهMPكه اگر قلب داشتىR- -
( 5 ) دانىA . . . Uاگر پرسى داردH- - دل راA . . . Uدل در ميانH- -
( 7 ) دل داندA . . . UدانىB- -
( 8 ) لايقABHMPSلايق نظر اوRU- -
( 9 ) قلوبكمAMPSUقلوبكم و احوالكمBRقلوبكم و نياتكمH- -
( 10 ) باشدA . . . UشودR- -
( 11 ) اى دريغاAMPRSU - BH- - كه . . . برداشتHMPRUكه برخواهد داشتASكه را خواهد بودB- -
( 12 ) باد . . . كهA . . . UاستB- - الرياحA . . . Uالرياح ظهرا لبطنR- -
( 13 ) عالمهاىAHMPSUعالمBR- -