ضرورت باشد .
( 124 ) دريغا هيچ فهم نخواهى كردن !
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
دنيا را در آينهء آخرت بيند كه آخرت را در دنيا جاى نيست . اى عزيز ! از سورت فاتحه اگر هيچ شراب طهور نوش كردى ، از دست
« وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً »
ممكن باشد كه بدانى كه چه گفتم ! پس ، از آن مست شوى ؛ پس ، از آن هشيار گردى .
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
را كمر بندگى بندى ، و از حال گذشته ياد آرى ؛
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
بگفت در آيد ، پس ، طمع ترا در ربايد كه روى جمال و فضل ديده باشى .
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
بگويى .
( 125 ) پس از رفيقان كه با تو از آن شراب مىخورند ياد دارى . گويى :
« صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »
. پس محرومان و مهجوران را بينى بر در بمانده ؛ چون خلق بر در و تو درون خانه نشسته ،
« غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ »
بگويى . پس ، معلوم تو شود
هامش
( 1 ) باشدBHMRبودAPSU- -
( 2 ) كردنABHMRSكردPU- - دنياA . . . Uدانى كه چه باشد دنياR- -
( 3 ) بيندHPRUبينندABSببيندM- - كهABMPSUوHR- - جاىA . . . UجاP- - نيستA . . . Uنيست و آخرت در دنيا نتوان ديدR- -
( 3 - 4 ) از . . . شرابPUاگر از . . . فاتحه شرابABHRSاز صورت . . . شرابM- -
( 4 ) كردىA . . . Uكردهاى يا نهR- - سورهء 76 ( الانسان ) آيهء 21 م - - ممكنA . . . Uاى اگر نوش كردهاى ممكنR- -
( 5 ) پس . . . كردىA . . . Uو چون هشيار گردى اين بريان در آيدR- -
( 6 ) كمر . . . آيدAMPSUكمربندى اگر حال . . . آيدBHكمر بندگى در . . . آورى . . . نستعين آيدR- -
( 7 ) در . . . فضلABMSدر . . . وصلHبر . . . فضلPUدر . . . داشت از آنكه . . . وصالR- -
( 9 ) از آنBHMPRآنASU- - دارىA . . . UآورىR- -
( 9 - 11 ) گويى . . . تو شودRگويى . . . چون حلقه تو شدASگويى . . . چون حلقه . . . تو شدBچون حلقه . . . توHگويى . . . محرومان و محجوبان . . . چون حلقه . . . تو شودMPU- -
( 11 ) بگويىA . . . Uياد آرىR- -