دل گفت كه باش تا شوم همى يكتايى * اين خواستن از بهر چنين كارى را
( 87 ) اين سخن در جهان خود كه داند الّا محرمان انس الهيّت كه از اوصاف بشريّت باوصاف الهيّت رسيده باشند ، و حقيقت ايشان با بشريّت پيوسته اين بيتها مىگويد :
در عشق ، حديث آدم و حوّا نيست * اى هر كه ز آدمست او از ما نيست
ما را گويند : كين سخن زيبا نيست * خورشيد نامحرمست كس بينا نيست
زيادت از اين ساعت نمىتوانم گفتن بعد ما كه جملهء تمهيدها خود بيان « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » آمده است . نيك طلب مىكن و باز مىياب ، و نگاه مىدار و از من شنيده مىباش تا دانى .
تمهيد اصل خامس ( شرح اركان پنجگانهء اسلام )
( 88 ) اى عزيز مصطفى - عليه السلام - گفته است كه « طلب العلم فريضة على
هامش
( 1 ) همىA . . . U - M- -
( 3 ) سخن . . . خودAPSUسخن هنوز در جهان نگنجدBHRسخن خود در جهانM- -
( 4 ) باشندBHMPUاندASباشدR- - پيوستهHM - ABPRSU- -
( 9 ) نامحرمستRكه محرمستHبتافت ليكABMPSU- -
( 10 ) اين ساعتA . . . SسعادتU- -
( 11 ) استBHRآيدASاندMPU- - مىكنA . . . UكنB- -
( 12 ) مىباشABHRSنباشىMمباشPU- - تا دانىAMPSUتا دانى و اللّه اعلمBHو آن را مىنوشR- -
( 15 ) گفتهABHMRSگويدPمىفرمايدU- -