تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 87

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٨٧
آنچه دانستى ره است و ديده او را منزل است * چون ره و منزل بماند آنگهى و الا شوى چون شدى بينا ترا با هيچ هستى كار نيست * تار درو مشرك نيابى مردك ترسا شوى ور محبّى پس محبّان را علامتها بود * يك علامت آن بود كز دون او يكتا شوى ور فقيرى پس ترا نسبت بريدن محو گشت * مى چه پندارى كه با چندين سبب صحرا شوى خاك را در خاك باز و باد را در باد باز * تا ميان خاك و باد اندر ، تو ناپيدا شوى همچنان كن خويشتن چون منصور حلاج ( ؟ ) * تا مگر در فتنه‌ها يك‌بارگى غوغا شوى
* * *
هيچ در خير بر تو باز نگردد * تا در عصيان فراز نگردد تا تو ز راه فضول باز نگردى * هيچ در فضل بر تو باز نگردد
در موضعى ياد از حكيم جوهرى مىكند كه او را در مجلسى ديده بوده است ، بدين عبارت :
يحول الغنى و العز فى كل موطن * ليستوطنا قلب امرى ان تتوكلا
و من در يك مجلس اين بيتها را بگفتم . حكيم جوهرى حاضر بود ، ورا گفتم اين بيتها را ترجمه كن . وى ترجمه كرد و گفت :
توانگرى و شرف هر دو گرد گردانند * بود وطنشان اندر دل ، توكّل جوى » « 1 »
استاد افشار در خاتمهء گزارش خود گفته كه آنچه يادداشت كرده است ، به كلّى سردستى و تورّقى و از حيث اتفاق است . نمىدانيم اختلافاتى كه بين نسخه‌هاى چين و
T
و
P
است آيا در اثر گزارش « سردستى » است يا اصلا ضبطها در نسخه چنين بوده است ؟ مثلا :
هامش
( 1 ) . ايرج افشار ، « دو كتاب ناديده در چين « آينده ، تهران ، سال 7 ، ( فروردين و ارديبهشت ، 1360 ش ) ، شمارهء 1 و 2 ، ص 91 - 95 . و نيز در مقالهء « جنگ چينى يا سفينهء ايلانى ( پوسى ) » قسمت دوم ، آينده ، سال 8 ( 1361 ش ) ، ص 488 برخى عبارات ارشاد را نقل كرده است .