ارشاد را در دانشگاه پكن و مسجد جامع پكن و انجمن اسلامى شهر پكن ديده است و از آنها چنين گزارش داده است :
« كتابى تأليف ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد قلانسى ظاهرا به نام ارشاد كه در اصول اخلاق دينى و بيشتر عرفانى نوشته شده است و بر روى دو سه تا از نسخهها نام ارشاد آمده است . مؤلف در اين كتاب از خواجه امام خطيب ابو القاسم كرابستى ، خواجه ابو تراب نخشبى ، ابو اسحاق بشاغرى ، خواجه محمّد بن على حكيم ترمذى ( خواجه حكيم ) و حكيم جوهرى ياد كرده است . مؤلف در چندين مورد از پدر خود به عنوان « خواجه امام پدرم » ذكر مىكند و در موارد متعدد اشعارى را از آفريننامه كه تأليف پدرش بوده است ، نقل كرده است . همچنين ابياتى به تازى به نقل از « عمّ خود » مىآورد . مؤلف متن را در موارد بسيار با اشعار زياد كه باحتمال قوىّ مقدارى از آنها خود اوست ، آراسته و در مواردى هم به اسم از شاعران ناشناس نقل كرده است .
از جمله ابياتى از شاعرى به نام حيدر دهقان ( در بعضى نسخهها : ديهقان ) نقل كرده است . از آن مواردست :
هميشه راحت و شادى نيايد * همه عمر از غم آزادى نيايد
گمانى برد بر تقدير ايزد * به يك ذره به بيدادى « 1 » نيايد
چه ايزد گر ستاند يا بماند ( ؟ ) * ازو جز شكر و آزادى نيايد
بسا محنت كه آن از بهر شادى است * ترا بر ايزد استادى نيايد
شاعر ديگرى كه چند شعر ازو نقل شده منصور ابدال است :
هركه بىتو شاد باشد جاودان بىتو شود * هركه را از تو نباشد آن همه يكسو شود ( ؟ )
همچنان كن ترك نادانى همى دانا شوى * ترك دانائى ببايد آنگهى بينا شوى
نيز بينائى نه عين آشنائى باشدت * بگذر از ديدار و ديده ، آنگهى « 2 » زيبا شوى
هامش
( 1 ) . ضبط افشار : « بيدارى » كه سهو چاپى بهنظر مىآيد .
( 2 ) . ضبط افشار : « آنگى » كه سهو چاپى بهنظر مىآيد .