« فرمود : پاى باشيد و سر مباشيد ، چه بسيار بود كه پاى برهد و سر هلاك شود . » و در نسخهء
b
63 /
P
بدين همين عبارت آمده است : « گفت پايه باشيد و سر مباشيد ، چه بسيار بود كه ذنب نجات يابد و برهد و سر هلاك شود . » در نسخهء
P
به دنبال آن مطلبى در 9 سطر دارد و به پايان مىرسد يعنى ترتيب فصول نسخهء مسجد دون شىء و
P
همسان است ، ولى
T
چنين نيست . ( ر . ك :
ترتيب فصول ، در همين مقدّمه ) .
2 - كتابخانهء دانشكدهء مطالعات شرقشناسى (
yrarbiL seidutS latneirO fo ytlucaF
) ، دانشگاه پكن ، دو نسخه دارد . مرحوم محمّد تقى دانشپژوه در سفر خود به چين ( خرداد 1359 ) يكى از اين دو نسخه را ديده و آن را چنين توصيف كرده است :
« ارشاد در اخلاق عرفانى بنام علم معرفت و وعظ از ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد قلانسى نسفى ( نخشبى ) كه در آن از مثنوى سرودهء پدرش ( خواجه امام پدرم ) به نام آفريننامه ياد كرده و چند بيتى از آن آورده است . « 1 » همچنين ياد كرده است از حكيم ترمذى و ابو اسحاق بشاغرى . در آن ديده مىشود فصل فى علم المعرفة : نخستين چيزى كه بر بنده واجب شده است . . . فصل و ببايد دانستن كه علم بامنفعت بود و بىمنفعت .
آغاز : بسمله . حمدله . . . الطّاهرين . مىگويد خواجه امام زاهد خطيب ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد القلانسى النسفى - رحمة اللّه و غفر له و لوالديه - كه بعضى از دوستان و ياران خواستند كه آنچه مرا از علم معرفت و وعظ معلوم شده از كتب پراكنده و از پدر خويش و از استادان بزرگ - رحمهم اللّه - بر طريق املاء چيزى جمع كنم تا مر ايشان را فايده بود .
به نسخ چينى ، سدهء 12 ه ، در كاغذ نازك و يك رويه و معرّب در عربيها ، 15 س ، رحلى . » « 2 »
استاد ايرج افشار نيز در هم صحبتى با مرحوم محمّد تقى دانشپژوه نسخههايى از كتاب
هامش
( 1 ) . در اينجا استاد دانشپژوه را سهوى واقع شده است و استاد ايرج افشار نيز به آن لغزش دچار شد [ ر . ك :
دنبالهء مقدمه . ] مؤلف نگفته كه پدرش سرايندهء آفريننامه است ، بلكه گفته كه پدرش در كودكى او را ابياتى از آفريننامهء ابو شكور بلخى ياد مىداد .
( 2 ) . نسخههاى خطّى ، نشريهء كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ، تهران ، 1362 ش ، دفتر 11 - 12 ، ص 17 - 1016 .