تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 61

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٦١
« چرا نمىزيى كه پسند مولى است . » (
b
40 /
T
) فعل نهى با « م » : مخور ، مده ، مفرماييد ، مفريباد مزن . تأخير حرف نفى بعد از « مى » : « دعا مىتواند كرد و اجابت مىنيايد . » (
b
138 /
T
) « أ فلا تبصرون : خود مىنه بنگريد . » (
b
143 /
T
) « ى » استمرار ( به جاى « مى » ) : « به روزگار پيشين كسى كه به طلب علم رفتى و پيشه‌اى نداشتى ، او را علم نياموختندى و چنين گفتندى كه چون پيشه ندانى به طمّاعى و حرامى افتى . » (
b
27 /
T
) فعل استمرار با آوردن « مى » بر سر فعل : « خود مىنه بنگريد . » (
b
143 /
T
) ؛ « آنجا كه كار مىكردم . » (
a
167 /
T
) وجه شرطى با افزودن « ى » در آخر فعل ماضى : « اگر لختى نان شما را دادمى ، قوّت نيافتمى و در كار تقصير افتادى . » (
a
167 /
T
) ؛ « اگر مولى عزّ و جلّ همگان را روزى بىرنج كسب رسانيدى به فتنه‌ها افتادندى . » (
a
101 /
T
) ؛ « اگر غم روزى از دل بندگان خود برداشتمى مرا فراموش كردندى . » (
a
105 /
T
) وجه شرطى با افزودن « ى » در آخر فعل مضارع : « اگر عقلش قوّت داردى . » (
b
105 /
T
) وجه شرطى با فعل‌هاى مضارع و گذشته در يك جا : « اگر اهل علم علم خويش را حرمت دارندى بر اهل زمانهء خويش مهترى كردندى . » (
b
87 /
T
) وجه شرطى به مفهوم تمنايى : « روزى جوانى شگرف از پيش رسول . . . بگذشت ؛ ياران گفتند : شگرف جوانى است ! اگر [ : كاش ] به غزو مشغول استى [ : بودى ] . » (
b
99 /
T
) وجه تمنايى با افزودن « ى » در آخر فعل مضارع :