خودم آفريدم ؟
ص 311 ، س 23 : يَدُ اللَّهِ . . .
دست خدا بالاى دستهاى ايشان است .
ص 314 ، س 13 : واحد من . . .
يك از ده است نه ده است نه جز ده است و نه جزء ده است و نه برخى از ده است .
ص 314 ، س 17 : قميص لا هو . . .
آستين پيراهن نه خود پيرهن است و نه جز پيراهن .
ص 323 ، س 28 : هَلْ يَنْظُرُونَ . . .
آيا جز اين را مىبيوسند كه خداى و فرشتگان در ميان پارههايى از ابر به نزد ايشان آيند ؟
ص 324 ، س 1 : هَلْ يَنْظُرُونَ . . .
يا اينكه خدا بيايد يا برخى از نشانههاى خداى تو .
ص 324 ، س 2 : وَ جاءَ رَبُّكَ . . .
پروردگار تو آمد و فرشتگان صف در صف .
ص 324 ، س 5 : اذا كانت ليلة . . .
چون شب نيمهء شعبان آيد ، خدا به آسمان دنيا فرود آيد پس گويد :
آيا خوانندهاى هست كه او را پاسخ گويم ؟ آيا پرسندهاى هست كه او را بدهم ؟ آيا آمرزش خواهى هست كه او را بيامرزم ؟
ص 324 ، س 25 :
مِنْهُمْ مَنْ . . .
داستان برخى از پيامبران را براى تو بازگفتهايم و داستان برخى ديگر را نگفتهايم .
ص 327 ، س 22 : مالِكِ يَوْمِ . . .
پادشاه روز پاداش . . . پادشاهى امروز كراست ؟ خداى يگانهء قهار است .
ص 328 ، س 1 : وَ ما رَمَيْتَ إِذْ . . .
هنگامى كه تير انداختى ، تو تير نينداختى بلكه خدا انداخت .
ص 328 ، س 1 : فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ . . .
نه شما كشتيد ايشان را ، و لكن خداى كشت ايشان را .