ص 60 ، س 10 : علماء امتى . . .
دانشمندان امت من همچون پيامبرانند جز اينكه به ايشان وحى نمىشود .
ص 60 ، س 17 : نسخت الشمس . . .
آفتاب سايه را نسخ كرد .
ص 62 ، س 15 : انما مثلنا . . .
مثل ما و مثل اهل تورات و انجيل مانند مثل مردى است كه در كار ساختن خانه باشد و مردى را تا نيمروز به يك قيراط اجير كند ، و آنگاه مرد ديگرى را تا عصر به يك قيراط اجير كند ، و آنگاه مرد سومى را از عصر تا غروب به دو قيراط اجير سازد ؛ و آن دو مرد نخستين بگويند : چرا ما كار بيشتر مىكنيم و مزد كمتر مىگيريم ؟ خداوند خانه گويد : آيا از مزد شما چيزى كاستم ؟ گويند : نه . گويد : اين فضل من است به هركه خواهم مىدهم .
ص 62 ، س 23 : نحن الآخرون . . .
ما واپسينان پيشىگيرندگان در روز رستاخيزيم .
ص 62 ، س 27 : ان الجنة حرام . . .
بهشت بر همهء مردم حرام است تا من و امتم بدان درآييم .
ص 63 ، س 6 : مثل امتى مثل . . .
مثل امت من همچون مثل باران است كه آغاز و پايان آن را نمىتوان دانست .
ص 63 ، س 9 : إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ . . .
كسانى كه از پيش ، نيكى ما ايشان را فراگرفته ، از آتش دوزخ به دورند .
ص 64 ، س 6 : وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ . . .
ولى خداوندا ، ايمان را نزد شما محبوب گردانيد و آن را در دل شما آراست ، و ناپسند كرد در نزد شما كفر و بزهكارى و گناه را .
ص 64 ، س 11 :
أُولئِكَ هُمُ . . .
ايشان راهيافتگانند .
ص 64 ، س 12 : أُولئِكَ كَتَبَ فِي . . .
ايشاناند كه بر دلهاشان معرفت ايمان نبشته است ، و ياريشان داد به پيامى از خويش .