تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1937

مساهمون:

ص١٩٣٧
ص 657 ، س 5 : مَنْ يُطِعِ . . . هركه از پيامبر فرمان برد ، از خدا فرمان برده است . ص 657 ، س 8 :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ . . .
بگو اگر خداى را دوست مىداريد ، از من پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد . ص 659 ، عنوان : قولهم فيما . . . گفتارشان در تكليف بالغان . ص 660 ، س 19 : لم اذنت لهم . . . چرا بديشان اجازه دادى ، و حرام نكردى . ص 661 ، س 6 : حرمت بدنك . . . پيكر ترا بر آتش حرام كرد . ص 661 ، س 9 : أ ليس برسول . . . آيا اين مرد فرستادهء خدا نيست ؟ گفت : هست . گفت : آيا ما باور - دارندگان او نيستيم ؟ گفت : هستيم . گفت : آيا خدا راست‌كنندهء نويد خود نيست ؟ گفت : هست . گفت : پس چرا در كار دين تن به خوارى مىدهد ؟ ص 661 ، س 12 : الست برسول . . . آيا تو فرستادهء خدا نيستى ؟ گفت : هستم . گفت : آيا خدا راست‌كنندهء نويد خود نيست ؟ گفت : هست . گفت : پس چرا در كار دين ما تن به خوارى مىدهى ؟ گفت : اى عمر برو و همچنان غيور مىباش ، زيرا من انجام‌دهندهء فرمانى هستم كه از بالا به من فرا مىرسد . . . ص 661 ، س 27 :
وَ لا تُصَلِّ عَلى . . .
بر هيچيك از ايشان كه بميرد هرگز نماز مگذار . . . بر دوستتان نماز گزاريد . ص 662 ، س 2 : أ تقوم على قبر . . . آيا بر گور اين منافق مىايستى با اينكه در آن روز چنين و چنان گفت ؟ ص 662 ، س 5 :
وَ لا تَقُمْ عَلى . . .
بر گور او مايست . اينان به خدا كفر ورزيدند .