تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1936

مساهمون:

ص١٩٣٦
طاعت و معصيتى كه انجام داده براى او و بر او است . ص 652 ، س 27 :
إِنَّ مَعِي . . .
خداى من با من است . ص 652 ، س 28 :
إِنَّ اللَّهَ مَعَنا .
خداى با ما است . ص 653 ، س 5 : لا يصح النظر . . . درست نيست نگريستن به چيزى مگر با روى برتافتن از غير او . ص 653 ، س 14 : و الصنع و الصانع . . . صنع و صانع گرد نيايد و خلق و حق جمع نشود ، و موجود و معدوم گرد نيايد و نيز فانى و باقى . ص 654 ، س 5 : طلب العلم . . . جستن دانش بر هر مسلمان واجب است . ص 654 ، س 5 : اطلبوا العلم . . . دانش را بجوييد اگرچه در چين باشد . ص 655 ، س 20 :
رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى . . .
پروردگارا ، بر زمين از كافران ديارى مگذار . ص 655 ، س 21 : اللهم اهد . . . خدايا ، قوم مرا راهنمايى كن كه نادان‌اند . ص 656 ، س 6 : وَ ما أَنْفَقْتُمْ . . . هرچه هزينه كنيد ، او عوض آن بدهد . ص 656 ، س 18 : و الله انى لا اطلب . . . به خدا سوگند ، من اين جهان را از خداوند آن خواستار نمىشوم ، چگونه آن را از كسى درخواهم كه خداوند آن نيست ؟ ! ص 656 ، س 21 : و من راى شيئا . . . هركه چيزى جز حق بيند ، عارف نيست . ص 656 ، س 29 : ان الله تعالى . . . خدا از هنگامى كه دنيا را آفريد ، بدان ننگريست ، كه آن را دشمن مىداشت .