ص 648 ، س 2 : يقول ابن آدم . . .
فرزند آدم گويد : مال من ، مال من ! آيا ترا از حال جز آن است كه خوردى و نابود كردى و يا پوشيدى ، پس كهنه كردى ، يا صدقه دادى و رفتى ؛ و بازماندهء آن مال وارث است .
ص 649 ، س 6 : فاغنانى الله . . .
بىنياز كرد خدا مرا از خوردنى و آشاميدنى .
ص 649 ، س 9 : انى ابيت عند . . .
من شب را نزد پروردگارم مىگذرانم .
ص 649 ، س 11 : فيطمعنى المودة . . .
پس خوراك دوستى به من دهد و آشاميدنى ديدار .
ص 649 ، س 15 : انا لست كاحدكم . . .
من چون يكى از شما نيستم ؛ من نزد پروردگارم به سر مىبرم و مىخوراند مرا و مىنوشاند .
ص 649 ، س 24 : فان سلطان . . .
پادشاهى خدا پيروز است .
ص 650 ، س 7 : و انكروا الجدال . . .
انكار كردند جدال و نزاع را در دين .
ص 651 ، س 2 : و الحكيم لا . . .
حكيم را در حكمتش نزاع نكنند .
ص 651 ، س 6 :
وَ كانُوا أَحَقَّ . . .
آنان سزاوارتر به آن و اهل آن بودند .
ص 651 ، س 22 : هؤلاء فى الجنة . . .
اينان در بهشتاند ، و باكى ندارم ؛ و اينان در دوزخاند ، و باكى ندارم .
ص 651 ، س 23 : لاابالى من . . .
باك ندارم از سرزنش هيچ سرزنشكنندهاى .
ص 652 ، س 5 : لَها ما كَسَبَتْ . . .
او را است آنچه كسب كند ، و بر او است آنچه كسب كند ، يعنى هر -