تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
عمر بن الخطاب و ما فى الارض شيطان الا و هو يفر من [ ظل ] عمر و [ همچنين ] گفتيم عثمان را رضى الله عنه بد نگوييد كه داماد پيغمبر است به دو دختر ، و صاحب بئر الرومه و صاحب جيش عسرت است ، و آن كسى است كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم گفت : ان ملائكة السماء تستحيى من عثمان . مر ما را گفتند شما ناصبىايد و شما دشمن‌داران اهل بيت‌ايد ؛ و ما از اين بيزار ، و دشمنان اهل بيت نزد ما كافر . باز روى به ناصبيان آورديم و گفتيم اهل بيت را بد مگوييد خاصه على را رضى الله عنه كه رسول صلى الله عليه و سلم گفت مر او را : انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى . و نيز گفت : من كنت مولاه فعلى مولاه . و صاحب ذو الفقار بود و شمشير دين بود ، و زوج بتول بود و پدر شبر و شبير بود رضى الله عنه ، و آن آن بود كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم گفت : يا على لا يحبك الا مؤمن تقى و لا يبغضك الا منافق شقى . و مر فاطمه را گفت رضى الله عنها هى بضعة منى . بضعهء پيغامبر را دشمن داشتن كفر است . و مر حسين و حسن را رضى الله عنهما را گفت : الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة و ابوهما خير منهما . و ايشان را گفت بر من نشينيد تا من شما را شتر باشم . تا بر گردن وى نشستند و گفت : نعم الجمل جملكما و نعم العدلان انتما . و مر پدر ايشان را [ گردن ] بداشت بر در كعبه تا پاى خويش را بر گردن مبارك سيد نهاد و بت را بكند و بينداخت . چون با ايشان مناظره كرديم ما را رافضى خواندند و ما از رافضى بيزار ، و رافضى نزديك ما كافر ؛ از بهر آنكه رافضى مبغض صحابهء رسول باشد و مبغض صحابه كافر باشد . پس ما اندر ميان هر دو بايستاديم و با هر دو حرب كرديم ، و صحابه و اهل بيت هر دو گروه را نيكو گفتيم و زبان از هر دو گروه نگاه داشتيم ، و لله الحمد و المنة مر آن خبر را كه پيغمبر گفت صلى الله عليه و سلم : من احب ابا بكر فقد اقام الدين و من احب عمر فقد اوضح السبيل و من احب عثمان فقد استنار بنور الله و من احب عليا فقد استمسك بالعروة الوثقى .