و سپس مىگويد :
« هيچ ظالمى بتر [ از ] آن نباشد كه كسى بر سلطان عادل بيرون آيد و باغى گردد . و چون معاويه بر على خروج كرد و على رضى الله عنه امام حق بود باتفاق خلق معاويه باغى بود . با همين هر دو طايفه اتفاق كردند بر جواز احكام معاويه . . . »
همانجا . ص 542
بر همين پندار نادرست است كه خليفگان عباسى را امامان برحق مىشناسد :
« باز نزديك ما خلفايى كه از ابن عباساند رضى الله عنهم همه امامان حقاند » .
همانجا . ص 542
* كتاب شرح تعرف در چهار بخش است . بيشترين نسخهها بر اين معنى گواه است . در پايان بخشهاى نسخهها ، كه با دريغ هيچيك به نسبت كامل نيست ، خبر از پايان بخشهاى چهارگانه مىدهد .
نثر كتاب « شرح تعرف » نثر استوار و ساده و بىتكلف سدهء پنجم است . همچنانكه در نوشتههاى سدهء پنجم هميشه هماهنگى و همسانى نيست ؛ و نوشتههاى علمى و فلسفى ابو ريحان بيرونى و ابو على سينا در التفهيم و دانشنامهء علايى با شعرهاى بازمانده از عنصرى و فرخى و منوچهرى در يك راستا نمىايستد ، نثر كتاب شرح تعرف نيز خبر از اين ناهماهنگى مىدهد .
« شرح تعرف » در به كار بردن واژههاى تازى دستودلباز است .
نسج عبارتهاى مستملى بخارى و پرداخت جملههاى او ، با به ديده گرفتن تصرفهايى كه همه گاه از كاتبان نسخهها مشهود افتاده است و اين كتاب نيز از اين منقصت به دور نيست ، نشان از نثر كهنهء سدهء پنجم مىدهد .
اما شمار به كارگيرى واژهها و تركيبات عربى اندك نيست . گوييا در كتابهاى صوفيانه به اعتبار مضمون و پيوستگى ان با آيات و احاديث و اخبار ، و نيز پيوند خانقاهها با مردمان كوى و برزن ، آن اهتمام در به كارگيرى واژههاى ناب و نادر ، و آن تقيد در پرهيز از واژهها و تركيبهاى عربى كمتر ديده مىشود .
هرچند نسخههاى به دست آمده از « شرح تعرف » از جهت تاريخ كتابت پيشتر از سدهء ششم نيست ، اما آن نسخه هم كه مورخ 473 ه است
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 12
مساهمون: محمد روشن
ص١٢