تفكر آنست كه بصيرت قلبيه سالك تدريجا از قوه به فعليت برسد و آن از ادراكات نفس لوامه است ، و تذكر ياد آوردن فطرت اصليه روح است از توحيد ذات و آن از ادراكات نفس مطمئنه است و حصول آن بعد از انابه است ، و انابه موقعى حاصل مىشود كه فطرت سالك صفا پيدا كند پس تذكر بالاتر از تفكر است ، تفكر طلب و جستجو است ، تذكر دريافت و روشن شدن مقصود است .
فكر آن باشد كه بگشايد رهى * ذكر آن باشد كه پيش آيد شهى
سوم رياضت است و آن عبارت از ازاله سركشى نفس است با قطع علاقه از مالوفات و خوىهاى نفس ، يعنى آنچه به آن خو كرده از مشتهيات ، و مخالفت با خواستههاى نفسانى ، و بزرگترين ركن آن مداومت بر ذكر تهليل يا اذكار ديگر براى ازاله قيد حجاب مخصوص و معين با تلقين شخص كامل راهدان است تا اثر آن در ازاله ظلمت حجب و يا منع آثار تفرقه ، و توجه ساده از عقايد قوىتر باشد و داخل در آنست باب ( فرار ، از خلق به حق ) و ( مجاهده و مكايده ) و رياضت سه درجه دارد :
1 - رياضت عام - كه بهوسيله علم اكتسابى بتهذيب اخلاق بپردازد و اعمال را با اخلاص صفا بدهد و از ريا و شرك بپرهيزد .
2 - رياضت خاص و آن اين است كه جز خدا به چيزى توجه نكند و بحضور خود بكوشد و دانش و اعمال خود را در مقابل خدا ناچيز پندارد .
فرس كشته از به سكه شب راندهاند * سحرگه خروشان كه واماندهاند
3 - رياضت خاص الخاص كه از مقام معرفت اسماء و صفات بمقام تجلى احديت ذات ترقى كند و ظهور
( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ )
را در موجودات ببيند .
[ ابواب ]
پس چون براى سالك در اين سه منزل تمرين و ملكه حاصل شد آنوقت استعداد و شايستگى دخول در قسم ابواب را پيدا مىكند و ابواب نيز ده درجه و پايه دارد :
هامش
* كه وسايط كشف را براندازد و از علل بمعلول پردازد كه مولوى مىفرمايد - :ديدهء خواهم سبب سوراخ كن * تا سبب را بركند از بيخ و بن