و امتثال ، و آن سه ركن دارد :
1 - بزرك دانستن گناه .
2 - خود را در توبه متهم نموده و معتقد باشد كه شرائط آن را بجا نياورده .
3 - اين است كه خلق را در گناه معذور داشته و خود را معذور ندارد .
دوم : توبه خاص است و آن اين است كه اولا خود را از اشتهار و جاهطلبى بازدارد ، و توبه او براى ريا و خودنمائى نباشد . دوم اين است كه اصلا از لحاظ صفا و حضور ار گناه غفلت ورزد ، زيرا توجه او به كلى بسوى خداست و اشتغال به حق او را از اعراض مانع گرديده است توبه عامه با كثرت عبادات ظاهر گردد كه بعبادات متوسل شوند تا بجاى سيئات تبديل به ثواب شده و جاى گناه را بگيرد ، و چون آنان با اتكاء بر حسنات خود اميدوار بر تاخير عذاب حق باشند و نظر بر وجوب پاداش حسنات خود از طرف حق دارند مانند اينست كه بر خدا ايجاب حقى مىكنند و اين عمل در نزد خاصان حق گناه و سيئه است و به همين جهت هم گفته شده ( حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين ) عابدان از كناه توبه كنند عارفان از عبادت استغفار
ولى توبه خاص الخاص اين است كه از همه ما سوا بسوى خدا متوجه شده و حتى خود و بازگشت خود را نبيند و اين در مقام فناست .
و ( محاسبه ) اين است كه بين اعمال شخصى و حسنات و سيئات موازنه برقرار شود اگر گناه زياد است در تقليل آن بكوشند و بجاى آن حسنات را زياد كنند و آن بعد از مرتبه توبه است .
دوم از اقسام بدايات ( اعتصام بحبل اللّه ) است و آن تمسك بامر و نهى خدا و تاسى و پيروى از اقوال و افعال و احوال صاحب شرع مطهر است بطور يقين .
اعتصام بحبل اللّه از شئون مبتديان اهل سلوك است ولى اعتصام باللّه حال متوسطين و منتهيان است و ( تفكّر و تذكّر و سماع ) در تحت آن داخل مىباشند « 1 »
هامش
( 1 ) سماع عام اين است كه نواهى شارع را به گوش دل بپذيرد نه براى ترس و بيم بلكه فقط براى طاعت حق و سماع خاص اين است كه در هر اشارهاى مقصود خود يعنى خدا را ببيند ، سماع خاص الخاص اين است *