از انس و جن
« و فى الطّريق الف بحر و لكلّ بحر الف سفينة » در اين راه هزار دريا مىباشد و براى هر دريا هزار كشتى
« و فى كلّ سفينة حاجب ماكر » و در هر كشتى مانع و مكركنندهاى هست
« فمن ركب السّفينة فلا بدّ له من رؤية الماكر » پس كسى كه كشتى وجود نفس را سوار گردد براى رفتن راه خدا يا كشتى ذكرى و عملى كه موجب گذشتن از آن درياست ناگزير است مر او را از ديدن ماكر
درياها عبارتست از اوصاف و آثار وجود انسانى ، كه جزئيات آنها بحصر نمىآيد و هزار گفتن براى تكثير است يا درياى اوصاف و حجابات و مقامات سلوك است كه بايد سالك از آنها عبور نموده و مظهريت كامله اسماء را حاصل كند و كذا اگر مراد درياى طريقت باشد كه مرجع اين سه معنى واحد است و ماكر يا وسوسه يا خيال يا صفت ذميمه است و كذا شيطان و ديو هم
« ثمّ انّ اهل الحقيقة و السّالكين طريق المخاطرة الذّاهبين الى الحقّ فى خفاء صفاء الماء المغرقين فى بحر التّوحيد » يعنى پس اهل حقيقت و سالكان راه خطرناكى كه روندهاند بسوى حق در پنهانى صفاى آب ، كه صفاى قلب و آئينه او مراد است كه از كثرت صفا عكوس غيبيه در آن نمايان است ، غرقشدگان درياى توحيدند
« الّذين عبروا البحار بلا رؤية بحر و لا رؤية سفينة » يعنى كسانىاند كه از درياهاى اوصاف گذشتهاند بدون درياها و بىديدن كشتى وجود از دولت جذبهء ازلى و عنايت سلطان كامل و شايد مراد از كشتى عملهائى است كه واسطهء طى راههاست كه پنج است جذبه و ايثار و خدمت و صحبت و علم و عمل و هزار بودن باعتبار كثرت روندگان است و چون راه جذبه نصيب مصنف شده ازين است كه ساير اقسام را كشتى غير لازم و حجاب فرموده
« انّ السّفينة بينه و بين البحر حجاب » زيرا كه كشتى وجود را حجاب ديدهاند ميان روح و دريا و مقصد و كذا كشتى اعمال را
« فمن يرى الحجاب بعجزه و رؤية نفسه و طلب سلوكه » پس كسى كه حجاب را ببيند بسبب عجز خود و بسبب ديدن نفس خود و طلب كردن سلوك خود كه سالكان بىجذبه و راهروان با علم و عملاند
« فلا بدّ له من السّفينة » ناچار است مر او را از ركوب كشتى وجود
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى ) — صفحة آئينه بينايان 148
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
صآئينه بينايان ١٤٨