اولياء و صالحان و اتقياء ، و به عبارت ديگر ابدال و اوتاد ، و اقطاب و نقباء و نجباء ، و رجالالغيباند ، و حكمت ، كه در قرآن خير كثير ياد شده ، همين علم ولايت است ، زيرا كه معرفة مخلوقات و كائنات ، بدون خودشناسى ، كه علم طريقت است محال و بىثمر است ، تا بمعرفة النفس ، معرفة اللّه حاصل گردد .
تو همين دانى يجوز و لا يجوز * خود نمىدانى يجوزى يا عَجُوز
و اين علم است كه از انسان منيّت و پندار را مىستاند .
علم كز تو ترانه بستاند * جهل از آن علم به بود صد بار
و اين علم فقر است كه مىفرمايد .
و اينهمه انواع دانش روز مرگ * دانش فقر است ساز راه و برك
و حضرت مولا عليه السلام بكميل مىفرمايد :
« النّاس امّا عالم او متعلّم و الباقى همج رعاع » « 1 » و حضرت صادق آل محمد عليه السلام مىفرمايد :
« نحن العلماء و شيعتنا المتعلّمون » و اينست معنى حديث :
« العلماء ورثة الانبياء » و اينكه علوم عربيّه و تفسير ، و حديث و غيره را هم با اين اسم ناميدهاند ، باعتبار اين است كه اينها همه علوم لغتشناسى و زباندانى ، و آلت و سبباند ، براى فهم علم به علوم احكام شرعيّه ، كه مقدّمهء لا بدّ منهاى عمل است ، و فهم احكام قرآن و حديث ، لازمهء سلوك است در عمل ، پس اطلاق علوم بر آنها مجاز است ، در جنب علوم الهيّه سابقه ، و هكذا علوم عقليّه طبّ و افلاك ، و تهذيب اخلاق ، و سياست مدن ، و حساب و جفر و رمل و هندسه ، همه آلات مفيدهء ظنّ و تخمين ، و اوهامند ، يعنى : عقول مشو به با شهوات و بهيميت .
زيرا كه علم الهى ، و تهذيب اخلاق ، همه نتيجهء تصفيهء باطن است ، بعد علوم فقر و طريقت ، و شيخ شهيد ثانى مرحوم در « منية المريد » تفصيلى از بعضى محقّقين نقل فرموده كه علماء را منقسم با سه قسم كرده :
اول : عالم با اللّه فقط كه حكماء هم از قول حضرت رسالت ( ص ) ناميده شدهاند .
دويم : عالم بامر اللّه فقط كه علماء احكام شرعيّهاند .
سوم : علماء باللّه و بامر اللّه معا ، و براى هركدام مثالى و خواصى بيان فرموده كه از كثرت شهرت محتاج بيان نيست و قسم سوّم را كه اكمل اقسام است ، عبارت از انبياء و اولياء دانسته ، و با عبارت طريقت ، عالمان با اللّه مجذوبان مطلقاند ، و صنف دويّم سالكان مطلق ، كه از جذبهء تربيت كامل ، بىبهرهاند و دستهء سوم مشتمل بر دو قسم : مجذوب سالك و سالك مجذوب است ، و چون مصنّف ره در
هامش
( 1 ) حديث در سفينة البحار محدّث قمى نقل شده كه امام به كميل فرمود : مردم يا دانشورند و يا دانشاندوز ، و ديگران مانند پشّههائى هستند پست كه بهرجا روند ، و به همه جا گرد آيند .