مىبايد كه در جواب اين كتاب بر وجه حق « 1 » شروعى كند چنان كه كسى انكار آن نتواند كرد « 2 » » .
چون نسخهء اصل بما آوردند و تأمّل افتاد عقل چنان اقتضا كرد كه اگرچه تقرّب در آن بخداى بىعيب و عار و باحمد مختار و بحيدر كرّار باشد ، ديباچهء كتاب بايد باسم امام روزگار خاتم الابرار مهدىّ بن الحسن العسكرى - عليه و على آبائه الصّلوة و السّلام - باشد كه وجود عالم را حوالت ببقاى اوست و عقل و شرع منتظر حضور و ظهور و لقاى او « 3 » ؛ و آيت :
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
« 4 » » و خبر « لو لم يبق من الدّنيا » « 5 » بر صحّت عصمت و اثبات امامت گواه اوست زيّن اللّه الدّين و الاسلام بخروجه و ظهوره ، و ملأ المشارق و المغارب من نوره .
چون اين عزم مصمّم شد دل مژده بجان داد ، و جان پيغام به زبان ، و زبان بينان ، و بنان ببيان « 6 » كه اگر ميخواهى كه اين لعل را « 7 » طرف كمر « 8 » ايمان كنى صواب آن باشد كه ديباچهء كتاب بنام آخرين امامان كنى . در حال قدم در راه فرمان نهادم و بعد از استخاره تقرّبا « 9 » الى ربّ العباد و وسيلة « 10 » و ذخيرة ليوم « 11 » المعاد شروع افتاد در اين جواب ملزم « 12 » بنام و تأييد صاحب الزّمان مهدى « 13 » بن الحسن بن علىّ بن محمّد بن علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن علىّ بن الحسين بن علىّ بن أبي طالب عليهم الصّلوة و السّلام . آن امام مفترض الطّاعة « 14 » كه بفضل و علم و عصمت از اهل
هامش
( 1 ) - م ب : « بوجه خوش » ث : « بوجه خويش » .
( 2 ) - از « چنان كه » تا اينجا فقط در ح .
( 3 ) - ث : « اوست » .
( 4 ) - آيهء 55 سورهء مباركهء نور ، رجوع شود بتعليقهء 7 .
( 5 ) - بحث در اين حديث شريف ضمن تعليقهء 7 بيان شده است .
( 6 ) - ح : « ببيان و بيان ببنان » .
( 7 ) - ح : « اين عمل را » .
( 8 ) - م : « كفه » ب : « مكر » ح : « اين لعل را طرف كمر ايمانبندى » در آنندراج ضمن معانى طرف گفته : « و نيز طرف باستعمال فارسى بمعنى گليچهء كمر كه براى آرايش بندند و بمعنى بند زر و نقره كه بر كمر بندند » براى ملاحظهء شواهد آن رجوع شود بديوان قوامى ( ص 254 ) .
( 9 ) - ب ث : « و تقربا » .
( 10 ) - ح : « ذريعة » .
( 11 ) - ب ث : « الى يوم » .
( 12 ) - ث ب م : « و چون جواب ملزم شد » .
( 13 ) - ث ب م : « مهدى بن الحسن بن على بن ابي طالب » .
( 14 ) - نسخهء عالم ربانى ميرزا محمد طهرانى سامرّائى ( ره ) كه رمز آن « س » است از اينجا يعنى « مفترض الطاعة » آغاز مىشود و ماقبل آن ساقط است .