و عيب ، و باضعاف آن تحيّات مترادفات بر شخص پاكيزه و روح لطيف محمّد مصطفى باد « 1 » . آن مهترى كه شريعت و شفاعت بنقد و بوعد بر فتراك بعثت او باز بستند « 2 » و حاشا « 3 » چنان كه مذهب مجبّران « 4 » است كه سينهء پاك او بشكافتند تا بشستند « 5 » ، از اصلاب طيّبين « 6 » و ارحام طاهرات بجهان آمد ، كفر و بدعت و ضلالت از هيبت تيغ او در جهان نهان آمد ، و هم چندان آفرين و ثنا « 7 » از اهل زمين و سما بر « 8 » آل محمّد و پاكان و برگزيدگان و احباب و ازواج « 9 » و اصحاب او باد ، مادار فلك و سبّح ملك « 10 »
امّا بعد بدانند منصفانى كه اين مجموعه « 11 » برخوانند كه در ماه ربيع الاوّل پانصد و پنجاه و شش سال « 12 » از هجرت صاحب شريعت عليه الصّلوة و السّلام بما نقل افتاد كه كتابى « 13 » بهم آوردهاند و آن را « 14 » « بعض فضائح الرّوافض » « 15 » نام نهادهاند و در محافل كبار و حضور صغار بر طريق تشنيع مىخوانند و مردم عام غافل « 16 » از استماع آن دعاوى بىبيّنت و معانى « 17 » متحيّر ميمانند ، مگر دوستى مخلص نسختى از آن
هامش
( 1 ) - ح + صلى اللّه عليه و آله .
( 2 ) - م ث : « بر فتراك او بستند » در برهان گفته : « فتراك بكسر اول بر وزن ادراك تسمه و دوالى باشد كه از پس و پيش زين اسب آويزند و آن را بتركى قنجوقه گويند » .
( 3 ) - ح : « حاشا كه » .
( 4 ) - براى نظر در كلمهء « مجبر » رجوع شود بتعليقهء 2 .
( 5 ) - براى تحقيق در اين عقيده رجوع شود بتعليقهء 3 .
( 6 ) - ح : « طاهرين » .
( 7 ) - ث : « نثار » ، ح « نياز » .
( 8 ) - ث ح : « بهرهء » .
( 9 ) - ح : « ارواح » .
( 10 ) - در غير م ث : « ما دار الفلك و سبح الملك » .
( 11 ) - ث م : « مجموع » .
( 12 ) - يعنى سال پانصد و پنجاه و ششمين زيرا مراد عدد ترتيبى است .
( 13 ) - ب ث م : « كتاب » توضيح - نسخهء آقاى حسين باستانى راد كه رمز آن « ب » است از اينجا يعنى « كه كتاب بهم آوردهاند و آن را بعض فضايح روافض نام نهادهاند » آغاز مىشود و از اول كتاب تا اين عبارت ناقص است .
( 14 ) - م : « و او را » .
( 15 ) - ب م : « نقض فضايح الروافض » . ح : « نقض و فضايح الروافض » .
( 16 ) - ح : « و مردم أغمر و أغفل » و شايد صحيح « مردم غمر و غافل » باشد و « غمر » بحركات سهگانهء غين معجمه بمعنى سادهلوح و بىتجربه است چنان كه « عام » نيز به همين معنى است .
( 17 ) - ح : « و معانى » را ندارد .