باشد سازنده و مفيد است ، و محصول آن بسيارى از كتب ارجمند كلامى است كه از جملهء افتخارات ما شمرده مىشود . ولى متأسفانه چنان كه گفته شد بسيارى از مردم حتّى اهل فضل در اثر شدّت تعصّب و جهالت اختلافات فكرى را دامن ميزدهاند تا آنجا كه به خونريزى و قتل نفوس و آتش زدن و ويران كردن محلات منجر ميگرديد ؛ و براى نمونه همين كتاب « بعض فضائح الرّوافض » در پيش روى شما است و مطالبى از اين قبيل كه از زبان پيامبر بزرگوار بصراحت نقل ميكردند كه : « يا عليّ سيأتي من بعدي قوم يقال لهم الرّافضة فان لقيتهم فاقتلهم فانّهم مشركون . . . « 1 » » .
نمونهء ديگرى از اين قبيل كتب كه در همان دوره يعنى نيمهء دوم قرن ششم هجرى تأليف شده كتابى است از مورّخ سلجوقيان ، ابن سليمان راوندى . او در كتاب معروف خود « راحة الصدور » ( ص 394 ) مىنويسد « 2 » :
« و دعاگوى را خويشى بود گفته است همچنانكه مار كهن شود اژدها گردد ، رافضى كه كهن شود ملحد و باطنى گردد ، و شرح فضايح و قبايح رافضيان و خبث عقيدت ايشان در كتابى مفرد آوردهام . و شمس الدّين لاغرى اين بيتها خوش گفت ، شعر :
خسروا هست جاى باطنيان « 3 » * قم و كاشان و آبه و طبرش
آبروى چهار يار بدار * و اندرين چار جاى زن آتش
پس فراهان بسوز و مصلحگاه * تا چهارت ثواب گردد شش » .
بهر حال آنچه اكنون براى ما درخور اهميت است آنگونه مطالبى است كه معرّف علم و فرهنگ و اجتماع و تمدّن و آداب و رسوم پدران ما است ، و آنگونه مطالب حقّى كه گذشت روزگار آنها را كهنه نميكند ، و الّا تعصّبات يا گفتارهاى ناروا چه از اين مؤلّف يا آن نويسنده يا هركس ديگرى ناپسند است و در نظر
هامش
( 1 ) - نقض ( چاپ حاضر ) ص 12 - 13 ، و الايضاح فضل بن شاذان ص 301 - 302 و ص 476 ( از انتشارات دانشگاه تهران ) ، و تعليقات نقض ( چاپ حاضر ) تعليقهء 11 ص 44 - 50 .
( 2 ) - تعليقات نقض ( چاپ حاضر ) ص 1309 .
( 3 ) - در اينجا مقصود شاعر « شيعيان » است .