آسياى مركزى بصوب سرزمينهاى آباد و مهدهاى تمدّن بشرى اين سوى عالم سرازير شدند ، و در كوتاه زمانى بود و نبود ما را نابود ساختند . گرچه پيش از آنان نيز قبائل ويرانگر ديگرى نظير غزان و خوارزمشاهيان و غير آنان بر ما تاختند و بنوبهء خود تا توانستند كشتند و نابود كردند .
بهر حال اين كتاب درست اندكى پيش از آنكه اين بلايا بر سر ما فرود آيد تأليف شده ، و بر حسب معمول مىبايست چون ديگر گنجهاى علمى ما دستخوش بوار و نابودى گردد ، و با آنكه چند قرن در محاق غيبت بود و گمان ميرفت كه نابود شده است ، خوشبختانه از گزند حوادث روزگار مصون مانده و اكنون سالم بدست ما رسيده است .
در آن روزگارها و خصوصا در سدههاى پنجم و ششم و هفتم هجرى پيروان مذاهب و گروههاى مختلف اسلامى با قلم و زبان و متأسفانه در برخى از موارد با شمشير بجان يكديگر افتاده خون يكديگر را ميريختند . و گر چه اختلاف فكرى براى رسيدن به راه درست رحمت است ، ولى شدّت تعصّب و جهالت ، اختلاف فكرى را در موارد بسيارى بجنگ و خونريزى مبدّل مىنمود . و سرزمين ما پر است از ميدانهاى نبرد و سفّاكى و خونريزى كه پدران ما از روى بىخردى بر پا نمودند . و اگر چنين فضائى آكنده از دشمنى و كينهتوزى بر ما چيره نشده بود بىشك به آن سهولت حملات تاتار و صليبيّون از شرق و غرب ما را از پا درنمىآورد .
تأليف كتابهاى كلامى و عقيدتى در آن چند سده افزونى يافت ، و اين گونه برخوردهاى فكرى در مناطق گوناگون رنگ مخصوص به خود ميگرفت . مسلمانان در اثر آشنايى يا برخورد بيشتر با ملل غير اسلامى كتابهائى در ردّ و ابطال اديان ديگر نظير دين يهود و مسيحيّت تأليف نمودند « 1 » . اين مباحثات در شهرها و مناطق مسلماننشين بين گروهها و فرق مختلف مسلمان درگير بود .
پرواضح است كه اختلاف عقيدتى تا آنجا كه اصولى و بر مبناى حقطلبى
هامش
( 1 ) - تاريخ الادب العربى ، عمر فروخ ، ج 3 ص 148 و 149 ( چاپ بيروت - 1392 ه ) .