تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩

اشعار فارسى

جمله گفتند اى على الّا ترا كس را نبود * سيد سادات عصرى قبلهء اهل تقا
هر چه گفتى راست گفتى يا امير المؤمنين * لال باد آن كو بگفتار تو درگويد كه لا
از خواجه عبد الملك بنان - ص 327
تا صاحب الزمان به رسيدن به كار دين * اولىترين كسى شرف الدين مرتضاست
از قوامى رازى - ص 225
همه نپذيرى چون ز آل نبى باشد مرد * زود بخروشى و گويى نه صوابست خطاست
بىگمان گفتن تو بازنمايد كه ترا * بدل اندر غضب و دشمنى آل عباست
ص 267
جانا ز جمال خويش آگاه نه‌اى * اين جارويست كه روى او جاكر اوست ( ؟ )
ص 119
بىهيچ تكلف اين سخن سخت نكوست * از كوزه همان برون تلاود كه دروست
ص 437
جانب هركه با على نه نكوست * هر كه خواه گير من ندارم دوست
هر كه چون خاك نيست بر در او * گر فرشته است خاك بر سر او
از سنائى غزنوى - ص 232
چند برخوانى ز شهنامه حديث روستم * در جمل بد مرد كاو چون روستم جمال داشت
جمله مقهور آمدند از ذو الفقار مير دين * ز انكه بارنده بر ايشان ذو الفقار آجال داشت
ص 183
هر وزير و عالم و شاعر كه او طوسى بود * چون نظام الملك و غزّالىّ و فردوسى بود
ص 231
كارى كه ز حدّ گذشت بازى نبود * بيهوده سخن بدين درازى نبود
ص 452
آب دريا كز و گهر زايد * به دهان سگى نيالايد
ص 75
جليل مملكت داراى گيتى * ابو منصور آن درياى مفخر
هم زاى دولت و همشيرهء عز * هم نام مصطفى هم دين حيدر
بفرّ دولت استاد بو سعد * بماناد اين‌چنين دولت معمر