ترك ماه روى را بسى زنگى خوانند و سياه را بسى كافور 406
تره و اشنان با خريد و فروخت افتاد 336
تشنه در خواب همه آبهاى صافى و سرد آشامد 205
توبرهء حيلت بر فتراك تمنا بسته 203
تير از جعبهء خود انداختن 102 ، 103
چون پردهء شرم دريده شد اميد انصاف بريده شد 435
چون خربط روزى تر روزى خشك 455
چون خر لنگ كه بار آبگينه دارد 493
چون زغن سالى ماده ، سالى نر 455
چون شترمرغ و خربط 455
چون قلم بدست حسودان باشد نقش صورت فرشته چون صورت شيطان باشد 325
چون كشيش روم آب نيازارند 582
حساب بدست خواجه است 11
حساب تنها نكند تا كج نيايد 233
حساب خانه با حساب بازار راست نيايد 383
خشت از قالب بيفتاده بازجاى خويش نيفتاد 450
خشك و تر را بسوزاند 121
خواب يك نيمه راست نباشد و يك نيمه دروغ 109 ، 122 ، 444
خواجه و سرايش چگونه است 452
خوشش آمده با خود در خواب كشتى گرفتن 490
دايهء مهربانتر از مادر 297
دايه مشفقتر باشد كه مادر 79
دست از سر كل ما بدارد 380
دست در يك كاسه كردن 324
دست و جوز از خنبره هردو برون نايد بهم 331
دين را به دو غبا بفروختن 368
رافضيى دهليز ملحدى است 109 ، 117 ، 118 ، 144 ، 301
ريش پالان كردن 75
زبان از دهان . . . بدر كردن 119 ، 138
زربقپان سختن 625
زر خليفتى اگرچه دزدان دارند از عيار و قيمتش بنكاهد 414
سبلتها بسوهان كردن 363
سر بگريبان برآوردن 117 ، 118 ، 138 ، 308 ، 393 ، 346 ، 409
سركه آنجا ترش باشد كه آب بدست نيايد 389
سر و روى سياه كردن 184
سنگ در آبگينهء مذهب بد خود بيندازد 467
شبهت را آنجا اثر باشد كه حجت نباشد 389
غضب سلطان چون آتش است چون درافتاد خشك و تر را بسوزاند 121
قرآن اگرچه زنادقه خوانند از حقى بنشود 414
كردم از باران حذر در ناودان آويختم 452
كيله بر خود پيمودن 454
گرسنه در خواب همه خورشهاى لذيذ خورد 205
گرماوه با گرماوه شويند 582
گل به روى آفتاب اندودن 599
مصلحت باوقات تعلق دارد 330
مور را پيش از آنكه مار شود بمالد 478
هر كس در خواب در آب ريد چو بيدار شود سر و جامه و ريش پليد باشد 432
هر كس كه در خواب دشمن را بيفكند تعبيرش آن باشد كه هرگز برنخيزد 387
هزار من سركه را يك قطره چاشنى كفايت باشد 22
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى ) — صفحة 668
مساهمون: عبد الجليل قزوينى رازى
ص٦٦٨