خداى و فرعون .
و امّا معنى « رحمن » پرورنده باشد و مذهب ما به حمد اللّه آنست كه نعمت دو است به دنيا :
يكى - لازم است چون آلت « 1 » و اعضا و اسباب و همه از فعل خداست تبارك و تعالى چون دست و پا و دگر جوارح ، و غيرخداى بر آن قادر نباشد .
دوم - نوع آن نعمت متعدّى « 2 » باشد و آن خلق همهء مشتهياتست از نعمتهاى مختلف كه بدين اعصنا و آلات و اسباب بدان توصّل « 3 » كنند و آن همه هم از فعل خداست تبارك و تعالى ؛ و غيروى بر آن قادر نباشد پس رحمان بر حقيقت ، بخشايشگر نعمت آفرين ، پروردگار [ على الاطلاق ] اوست ، همهء حيوانات را از پشه تا باشه « 4 » و از مگس تا كركس ، و از مور تا مار ، و نعت اوست اين كلمه كه
وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
« 5 »
.
و امّا « رحيم » مهربان و آمرزنده باشد ؛ و اتّفاق است كه كس بقيامت رحيم خود نتواند بودن امّا مكلّف چون ايمان آورد بفعل خويش ، و طاعت كند به اختيار خويش ؛ مستحقّ مدح و ثواب باشد ، و چون اختيار كفر و معصيت كند مستحقّ ذمّ و عقاب باشد ؛ و فاعل و مخيّر باشد تا وجود عقل را اثرى باشد ، و بعثت رسل و انزال كتب بر اصل باشد ، و أمر و نهى و وعد و وعيد حقّ و درست باشد ، و تكليف با فايدت باشد ، و ثواب و عقاب بر افعال مكلّف باشد ، و جزا بر اعمال ، و قرآن حقّ ، و محمّد صادق ، و توبهء عصاة مقبول ، پس بنده رحيم خود باشد به دنيا به اختيار ايمان و طاعت ،
هامش
( 1 ) - كذا در همهء نسخ ، و بقرينهء سياق و ذكر آن در دو سه سطر بعد بلفظ جمع يعنى « آلات » به نظر ميرسد كه صحيح « آلات » بوده باشد .
( 2 ) - كذا در نسخ و مراد از توضيح معنى آن در عبارت مصنف ( ره ) معلوم مىشود ، و شايد آن اصطلاحى بوده كلامى كه بر اين قبيل نعم غيرلازمه اطلاق ميشده است فتدبر .
( 3 ) - م ح : « توسل » .
( 4 ) - در برهان قاطع گفته : « باشه بر وزن ماشه جانوريست شكارى از جنس زرد چشم ، و كوچكتر از بازباشد و معرّب آن باشق است » .
( 5 ) - ذيل آيهء 11 ( آخرين آيهء ) سورهء مباركهء جمعه است .