از فعل اوست تبارك و تعالى كه اصول و فروع نعمت اينست و ما را الّا تصرّفى نيست و پروردگار خداست ، و روزىدهنده و مدبّر و مقدّر و مصوّر ، و غيراو بر آن قادر نيست و هو أقدر القادرين و أحسن الخالقين و خير الرّازقين و ربّ العالمين .
و معنى «
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
» كه گفته است كه : « مذهب رافضى چنانست كه او مالك أفعال و أعمال ما نباشد » .
جواب آنست كه اگر از معنى « مالك » فاعل مىخواهد ؛ نباشد ، و يك فعل به دو فاعل محال است ، و بنده فاعل فعل خود است ، و مخيّر و مختار است ، و فعل غيرى را بدگرى حوالت كردن نامعقول است ، و بفعل خود بنده را بگرفتن نه عدل است و بارى تعالى منزّه و مبرّا است از فعل قبيح و ظلم ، و گر « 1 » از « مالك » حاكم و عالم ميخواهد ؛ هست ، با فعال ما همه عالم است ، و حاكم است روز قيامت كه مطيع را بر طاعت ثواب دهد ، و عاصى را بر عصيان عقاب كند ، و مؤمنان را بايمان ابد در بهشت بدارد ، و كافران را بكفر ابد در دوزخ بدارد ، كه مالكى حكيم است و حاكمى عدل ،
لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
« 2 » و لا يظلم فى عدله « 3 » و لا يجور فى حكمه « 3 » .
امّا در معنى «
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
» مصنّف تقيّه بكرده است و بگريخته چون خر لنگ كه بار آبگينه دارد و وحل « 5 » باشد چون بيفتاد در شوره آنجا نه بار بماند و نه خر و نه خربنده « 6 » كه اگر فعل ما خلق خدا باشد على زعمه «
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
» گفتن خطا باشد ، و گر عبادت از فعل ما باشد دگر باره مذهب خواجه خطا باشد .
و امّا معنى «
إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
» چون بنده در طاعت از خداى استعانت خواهد تا عبادت كند دليل باشد كه بنده نيز فاعل مختار است كه آلت از خداى خواهد ؛ و فعل او كند .
امّا معنى «
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
» كه ما را هدايت كن و بنماى راه راست
هامش
( 1 ) - م ح د : « و اگر » .
( 2 ) - ذيل آيهء 44 سورهء مباركهء يونس ؛ و صدر آن : « انّ اللّه » .
( 3 ) - گويا هر دو فقره به همين تعبير در احاديث أهل بيت عصمت عليهم السلام وارد است .
( 5 ) - در منتهى الارب گفته : « و حل محرّكة گل تنك كه ستور در آن درماند » پس بمعنى خر در گل مىباشد بوجه بليغتر .
( 6 ) - ح د : « و نه خربنده » را ندارند .