و حوالت كرده است « 1 » تشنيع و تعصّب و زور و بهتان است و وزر و و بال آن به گردن وى « 2 » باشد و بارى تعالى ما را بجواب مؤاخذت نكند كه غرض ما از اين جواب نفى تهمت است و دفع شبهت ؛
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
آنگه گفته است : « و گويند : ن وَ الْقَلَمِ
، قسم است بمحمّد و على » .
جواب آنست كه مذهب شيعت در تفسير اين قسم « 3 » آنست كه بارى تعالى سوگند مىخورد بلوح و قلم بدلالت آنكه گفت :
وَ ما يَسْطُرُونَ
، و اين سوره بمكّه منزل بوده است ، و اوّلين سورتى بقول بهرى « 4 » مفسّران كه بمصطفى آمد « اقرأ « 5 » » بود و سورة القلم « 6 » بعد از « اقرأ » منزل شد ابتداء بعثت ، پس چگونه قسم باشد بعلى عليه السّلام ؟ ! و بيان كرده شد كه قسم است بلوح و قلم بقرينهء :
وَ ما يَسْطُرُونَ .
و گفتهاند :
نون آن ماهى است كه مدار زمين برو است « 7 » . و گفتهاند : ماهى يونس است . و وجهها گفتهاند كه اين موضع احتمال همه نكند و شرف و منقبت « 8 » علىّ مرتضى بنزديك خداى تعالى بيش ازين است كه خواجه ناصبى گمان مىبرد كه اكثر « 9 » مفسّران طوايف اسلام را مذهب اينست كه «
وَ الْعادِياتِ
» قسم است بسم مركب علىّ مرتضى ، و گر گويند : در حقّ مجاهدانست ؛ باتفاق امّت علىّ مرتضى سر همهء مجاهدانست ، با آنكه معلوم است كه بارى تعالى در قرآن كريم ببسيارى از جمادات سوگند ياد كرده است چون و التّين « 10 » و النّجم ، و الشّمس ، و الضّحى ، و العصر ؛ و مانند آن ، اگرچه يك وجه در آن « 11 » آمده است كه بهر موضع محذوفى هست و تقديرش چنانست كه : و ربّ الشمس ، و ربّ الضحى ، و ربّ العصر ، پس اگر بأمير - المؤمنين علىّ مرتضى با فضل و سبقت او و با وفور عصمت و شرف منزلت او سوگند ياد كند خواجه خارجى را طرفه نبايد داشتن . امّا نون و القلم نه درو منزل است « 12 » .
هامش
( 1 ) - ع ث م ب : « كردهاند » .
( 2 ) - ح د : « به گردن مصنف » .
( 3 ) - ح د : « بمذهب شيعه تفسير اين آيه » .
( 4 ) - ح د : « بعضى از » .
( 5 ) - م ب : « سورهء اقرأ » .
( 6 ) - ح د : « سورهء ن و القلم » .
( 7 ) - م : « برداشت » ح د : « بويست » .
( 8 ) - م : « و منزلت » ح د : « و سبقت » .
( 9 ) - ع ث م ب : « كه اگر » .
( 10 ) - ح د باضافهء : « و الزّيتون » .
( 11 ) - ح د : « درو » .
( 12 ) - ع ث ب م : « اما نون و القلم دو منزل است » .