تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩

3 . اشعار

الف . فارسى :

آتش حسرت چو به جانش زنند 165 آزمودم مرگ من در زندگيست 149 ، 251 آن تويى كه بىبدن دارى بدن 250 آن‌كس كه سرت بريد ، غمخوار تو اوست 258 آن‌كه او تن را بدين سان پى كند 149 آن من فوق است و آن او نشيب 68 ابر نايد از پى منع زكات 54 اتّحادى بىتكيّف بىقياس 24 از آن سو جمله علّتها يكى است 260 از توست فتاده در خلايق همه شور 81 اصل آب نطفه اسپيد است و خوش 262 اگر يك سر موى برتر پرم 69 او اگر معزول گشته است و فقير 176 او بناحق حق داماد پيمبر بگرفت 221 اوّل تو اوّل بىابتدا 267 اوّل و آخر به دوام و ثبات 267 او مگر ينظر به نور اللّه بود 262 اى با همه در حديث و گوش همه كر 81 اى بلند نظر شاهباز صدره‌نشين 80 اى به ازل بوده و نابوده ما 266 اى علىّ ! اى باز پر افراخته 20 اى علىّ ! اى باز عنقاگير شاه 20 اى علىّ ! كه جمله عقل و ديده‌اى 20 اى كمان و تيرها برساخته 26 اين جهان كوه است و فعل ما صدا 47 اين رسولان ضمير ماهرو 114 اين سخن پايان ندارد باز ران 263
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 389 | ملا هادي السبزواري / علي اوجبي