همين حكم دليل بر آن است كه عدد رجال عالم خمس عدد نسوان است .
بدانكه عوام الناس از احداث حمّام و دكاكين و اجراى مياه و بساتين و ساير عمارات و ابنيه كه در معرض
فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِيَ ظالِمَةٌ فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
و بئر معطّله و قصر مشيّد خواهند بود ، به اين عقيده مىباشند كه در صدد تعمير ارض اللّه برآمده و در خزانهء غيب توفيرى حاصل شده است و به يقين مىدانند كه حضرت داور مطلق را از ايشان امتنان حاصل است ؛ و غفلت از اين دارند كه تعمير ارض اللّه كنايه از كثرت نفوس و تعدّد در ارض صورت ظاهريهء آدمى است كه به حكم
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ
پيوسته خلايق از مشارق عدم ، قدم به عرصهء عالم امكان گذارند . چون در عالم ارض صورت و بوتهء ناسوت ، اجتماع عناصر چهارگانه اختلاط و امتزاج حاصل نمود و در عداد آدميت شمرده شد ، به مصداق نصّ صريح :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
به مغارب عوالم لاهوت غروب نموده و از مطلع وادى سلامت :
لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
طلوع كرده ، فيض حضور حضرت ولىّ مطلق را
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
دريافت نمايند .
پس در كثرت نفوس چندانكه مبالغه شود ، مطبوع خلق و رضاى خالق در او خواهد بود و اين مقصود در ازدواج و اجتماع ذكور و اناث صورت حصول پذيرد و ليكن نكات و دقايقى چند در نهان مرموز است كه آدمى از ملاحظهء آنها ناگزير خواهد بود و علم به آنها موقوف به تجربه و سرعت انتقال است . از جمله اين فقره شرط بقاى مولود است كه هنگام انعقاد نطفه ملاحظهء نقطهء شمال را بايد نمود كه مقاربت مطابق خطّ مستقيم مواجهه به نقطهء قطب شمال واقع گردد فى