تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
و راندهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه حكم بن العاص بود بازخواند و منصبى بزرگ به او داد و همچنين مروان را . و عمر بقتل و غارت بنو حنيفه رضا نداد و ابو بكر رضا داد و طلحه و زبير بقتل على عليه السّلام و چند هزار صحابه تابع اين شدند و على عليه السّلام بر ايشان و ابى بكر خليفه شد به بيعت و عمر بوصايت و عثمان بشورى بنابراين حال ، اقتدا بهر يكى نشايد كرد . پس متعين شد كه اقتدا بمعصومان كه على و حسن و حسين و اولاد او عليهم السّلام‌اند بايد كرد چنان كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت « انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى » . گويند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت « لا تسبوا اصحابى فلو ان احدكم انفق مثل احد ذهبا لما بلغ حد احدهم و لا نصفه » . گوئيم اگر اين خبر صدق بودى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نگفتى « لعن اللّه من تخلف عن جيش اسامه » زيرا كه اكثر صحابه متقاعد از رفتن با جيش اسامه بودند . بلكه منافق بودند و اگر اين خبر صدق بودى عايشه نگفتى « اقتلوا نعثلا قتل اللّه نعثلا » و عثمان را نعثل قريش گفتند و نعثل بزيرا گويند كه بر او موى بسيار باشد و عثمان را بر اندام موى بسيار بود و اگر آن خبر صدق بودى عمر روز سقيفه نگفتى « قتل اللّه سعد بن عباده » براى آنكه سعد كاره بود بخلافت ايشان . و ميان عثمان و عبد اللّه مسعود مناقشه نبودى و معاويه لعنت على عليه السّلام نكردى و تابعين و على عليه السّلام لعنت عايشه و طلحه و زبير و اهل نهروان نكردندى چنان كه در دعا مشهور است نه بارى تعالى در قرآن لعنت كرد آنان را كه بهتان بر صفوان نهادند . و روز سقيفه سعد بن عباده رنجور بود اظهار كراهت كرد عمر گفت : هممت أن