شعر :
اگر يك ذره را دل بر شكافى * برون آيد از او صد بحر صافى
پس ازينجا ظاهر گرديد دفع شبههء كه درين مقام است كه « عالمين » صيغه جمع است ، و لام داخل بر او لام استغراق ، بايد كه شامل هر جمع جمع از عالم باشد ، پس متناول هر يك از افراد او نخواهد بود ، چرا كه اقلّ جمع سه است
و وجه دفع اين شبهه از آن وجه ظاهر است و اگر قطع نظر از اين مرتبه جواب نمائيم رواست كه در جواب اين اشكال گوئيم كه « عالمين » شامل هر فرد فرد عالم نيز هست ، چه معلومست كه آن را بهر دو فردي كه ضمّ نمائيم جمعى حاصل آيد فلا محاله تربيت بارى تعالى متعلق به آن نيز خواهد شد ، پس هيچ ذرّه از ذرّات عالم امكان بيرون از تربيت حق تعالى بدين وجه نتواند بود و هلم اجرا .
و ازين جهت صاحب كشّاف در تفسير آيه
« وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعالَمِينَ »
گفته كه « نكّر ظلما و جمع العالمين على معنى ما يريد شيئا من الظلم لأحد من خلقه » .
لطيفة الهيه
بدان كه ربّ را دلالتست بر وجوب وجود بالذّات ، چه ظاهر است كه مربّى عالم اگر ممكن بالذّات باشد ، پس او را موجد و خالقى خواهد بود ، فلا جرم آن مربّى موجد و مربي جميع كمالات كه از جمله آن وجود او است نخواهد بود ، پس صلاحيت اين ندارد كه ربّ عالمين بوده باشد ، پس بر اين وجه اين آيه را دلالتست بر جميع صفات ثبوتى و سلبي واجب مانند علم و قدرت و حيات و سرمديّت و تجرّد و نفى شريك و نفى مثل و نفى ولد و ضدّ و جسميت و غير ذلك از كمالات كه لازم وجوب وجود است .
و بالجمله دليل بر اثبات واجب بالذّات بخلق انسان كه از جمله عوالم است