تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
و بالجمله از فطريات عقليّه آنست كه اين ذرات مكونات كه از كتم عدم و فناء در عرصهء وجود و فضاء شهود در آمده‌اند ، بوسيلهء وجود بالذّاتى خواهند بود ، چنانچه انوار بالعرض فرع نور بالذّات‌اند ، و بر اين قياس .

شعر

زهى ابله كه آن خورشيد تابان * بنور شمع جويد در بيابان
و حق آنست كه وجود بارى - تعاظم سلطانه - اگر چه ظاهر بنفسه است ، ليكن نظر باذهان و عقول متفاوت است . و امّا دليل بر وجود حضرت بارى جلّت أسماؤه و تعالى كبرياؤه از سه وجه بيرون نيست . اوّل برهان قطعى ، دوّم دليل ظنّى ، سيّم جدل ، چرا كه حال دليل خالى نيست از اينكه افاده قطع بر وجود بارى مىكند يا نه ؟ اوّل برهان ، دوّم خالى نيست ازين كه مشتمل بر مقدّمات مشهوره يا مسلمه است يا نه ، اوّل جدل دوّم خطابه ، چنانچه فحواى كلام هدايت‌نماى غوايت‌زداى
« ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ »
مشعر بر آنست چه متفطّن لبيب از اسلوب اين كلام حقيقت فرجام استشمام تواند نمود كه « بالحكمه » اشارت ببرهان عقليست
« وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ »
بدليل ظنّى
« وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ »
بدليل جدلى ظاهر است كه اين كريمه استيفاء اقسام دليل بأسرها كه عمدهء مطالب علم منطق است نمود . و امّا تعبير از دليل ظنّى بموعظه شده بنابر آن است كه هر موعظهء منتهى بمعرفت ذات حق و صفات جمالى و جلالى او مىشود و از دليل جدلى بأحسن الجدل بنابر آنست كه منتهى به اثبات ذات و بيان صفات او ميگردد ، فلا جرم احسن خواهد بود . و بعد از تقرير اقسام حجّت و دليل و بيان مقاصد و اصول اين كتاب سزاوار آنست كه متصدّى بيان ذات و صفات حضرت بارى و احوال معاد على سبيل الاجمال شويم و بعد از آن متوجّه ذكر مقاصد اين كتاب على التفصيل گرديم تا منشأ زيادتى بصيرت طالبان راه شود ، فلهذا مشتمل بر مقدّمه و پنج ركن شد :