تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
زياد شدنى كه در اجزاء اصليّه باشد و آن اعضايى است كه متولد شود از نطفه يا چيزى كه به جاى نطفه باشد ، كالعظام و الأعصاب و الرباطات و غير ذلك ، و نمو عبارت از اين بود . و زيادتى كه در اعضاى غير اصليّه بود و آن اعضايى است كه متولد شود از خون ، كاللحم و الشّحم و السّمين ، آن را نموّ نخوانند ، بلكه سمن و فربهى گويند . و مقابل نمو را ذبول و مقابل سمن را هزال خوانند . امّا مولده مركب است از دو قوه : يكى زيادتى غذا را بعد از هضم رابع منى گرداند و ديگرى مهيا كند هر جزئى از اجزاء منى را به جهت قبول صورت عضوى از اعضا . و لا بدّ است از قوتى ديگر به جهت تصوير هر جزوى از اجزاى منى كه مستعد شود به جهت صورت عضوى از اعضا ، و آن را قوهء مصوّره خوانند . و چون صور اعضاء مشتمل بر منافع و حكم و مصالح بسيار ، چنان كه در فن تشريح مبين شده و صدور آنها بدون كمال مرتبهء علم و شعور ممكن نيست ، لهذا محقق طوسى - قدس سرّه - نفى قوّهء مصوّره نموده و صدور افاعيل محكمهء متقنهء مذكوره را از قوهء طبيعيهء عديم الشعور ممتنع شمرده « 1 » . و بعضى ديگر از علماء نفى قوا بالكليّه نموده‌اند و افاعيل منسوبه به قوا را اسناد به ملائكه كرده‌اند . اينها هيچ كدام در كار نيست ، چه با قول به وجود صانع حكيم عليم كه همه موجودات و مؤثرات مستند به اويند ، عجيب نيست اعطاى قوتى و خاصيتى مر طبيعت را ، كه صدور افعال محكمهء متقنه از او به واسطه آن قوّت و خاصيّت ممكن گردد . و وجود علم و حكمت ، در مبدأ اول كافى است و تحقّق آن در هر مرتبه از مراتب وسايط لازم نيست . و صدور اين افعال از ملائكه مقدسه ، بدون وساطت اين قوا ، بلكه به مباشرت آن ذوات مقدسه مر اين افعال را كه اكثر آنها خالى از خساستى نيست ، بسيار عجبتر است از استناد اين افعال به قواى طبيعيه به تدبير و تسخير صانع حكيم خبير و قبول اين
هامش
( 1 ) شرح تجريد ، ص 116 ، ط صيدا ، 1353 ق .