قال ابو ذر : هو اذا التعرب بعد الهجرة أخرج إلى نجد .
فقال عثمان : الشرف الأبعد الاقصى فاقصى .
فقال ابو ذر : قد ثبت ذلك علىّ .
قال : امض على وجهك هذا و لا تعدونّ الربذة ، فخرج إليها « 1 » .
يعنى : تويى كه كردى و كردى احتمال دارد كه لفظ « فعلت و فعلت » از كلام راوى باشد كه اشارهء اجمالى كرده باشد به امورى كه عثمان ذكر كرده است ، و احتمال دارد كه از كلام عثمان باشد كه به اين اجمال اشاره به بسيارى امور ناشايسته به زعم او باشد كه به ابو ذر رحمه اللّه نسبت داده است .
پس ابو ذر گفت كه : من نصيحت كردم تو را تو نسبت به غش كردن دادى مرا و نصيحت كردم مصاحب تو يعنى معاويه را پس نسبت به غش داد مرا .
پس عثمان گفت كه : دروغ گفتى و تو اراده فتنه دارى و دوست مىدارى آن را فاسد كردى شام را بر من .
پس ابو ذر گفت كه : پيروى طريقهء دو مصاحب خود يعنى ابو بكر و عمر بكن « 2 » كه كسى را آن بر تو سخن نباشد .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة 8 / 259 - 260 .
( 2 ) . لا يكون لأحد عليك ، نه اينكه هيچكس را بر آن دو اعتراض واقعى نيست چون تواند اين معنى مراد او باشد كه قطع نظر بر بطلان ابو بكر و عمر از كلام ابو ذر هم در بعض مواضع بطلان همهء ثلاثه ظاهر مىشود . ( منه ) .
در حاشيه پس از نقل اين مطلب ، چنين نوشته شده :
لذا ابو بكر كه در متن نوشته است تا « صاحبيك » كه رادّه گذاشته شده است حاشيه است كه به اشتباه نوشته شده در متن كه زياد است .
نگارنده گويد : اين مطلب اشاره است به چند خطى كه در نسخهء خطى اشتباها درج شده و بر روى آن خط كشيده شده است ( صفحهء 258 نسخهء خطى ) .