پرش به محتوای اصلی

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحه 62

پدیدآورندگان:

ص۶۲
معاويه به عثمان در اين باب ، پس عثمان به معاويه نوشت كه : پس سوار كن جندب را بر بدترين مركبى و سركش‌ترين مركبى ، پس متوجه گردان او را با كسى كه شب و روز به راه برد او را . پس سوار كرد او را به شتر پير لاغر كه نبود بر آن مگر پالان تا آنكه ابو ذر رحمه اللّه به مدينه رسيد در حالتى كه ريخته بود گوشت دو ران او از مشقت . و چون ابو ذر به مدينه رسيد عثمان فرستاد به سوى او كه : ملحق شو به هر زمين كه خواهى . پس گفت كه : به مكه . پس گفت كه : نه . پس گفت : به بيت المقدس . گفت : نه . گفت : پس به يكى از دو مصر . گفت : و اما بايد به ربذه به روى . پس فرستاد او را به ربذه ، پس در آنجا بود تا فوت شد رحمه اللّه « 1 » . و در روايت واقدى هست كه : ابو ذر چون داخل شد بر عثمان گفت عثمان كه : لا انعم اللّه بك يا جندب « 2 » ، فقال ابو ذر : أنا جندب و سمانى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عبد اللّه فاخترت اسم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله الذي سمانى به على اسمى . فقال له عثمان : انت الذي تزعم انا نقول :
يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
« 3 » و
إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ
پاورقی
( 1 ) . بنگريد به : شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد 8 / 257 - 258 . ( 2 ) . در مصدر : جنيدب . ( 3 ) . مائده ( 5 ) : 64 .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحه 62 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)