يعنى : خوشحال نكند خدا تو را اى جندب .
پس ابو ذر گفت كه : نام من جندب است اما رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مرا عبد اللّه نام كرد ، من اسمى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نام كرد مرا « 1 » اختيار كردم بر نام خود .
پس گفت عثمان كه : تويى كه مىگويى كه : ما مىگوييم كه : خداى تعالى مبسوط اليد نيست و فقير است و ما اغنياييم ؟
پس گفت ابو ذر كه : اگر شما اين نمىگفتيد همچنان كه مقتضاى نگفتن اين كلام است مال اللّه را بر بندگان او انفاق مىكرديد .
ابو ذر اشاره كرد كه مراد به گفتن عثمان يد اللّه . . گفتن اين لفظ نيست بلكه مراد عمال اوست بر وفق اين لفظ ، و بعد از آن گفت كه : من شهادت مىدهم كه هرآينه شنيدهام از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه مىفرمود كه : وقتى كه برسند اولاد ابى العاص به سى مرد مىگردانند مال اللّه وسيلهء دولت يا مال اللّه را تداول مىكنند و از دستى به دستى مىدهند يعنى رعايت قسمت شرعى نمىكنند و به هر قسم كه خواهند در آن تصرف مىكنند ، و بندگان خدا را از حالات مناسبه بدر مىبرند و دين خدا را فاسد مىكنند و بعد از آن راحت مىدهد خدا بندگان را از ايشان .
پس گفت عثمان جماعتى را كه حاضر بودند : آيا شنيديد اين سخن را از
هامش
( 1 ) . اين كلام تخطئهاى است به اينكه معلوم است رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نام اول را تغيير داده است به اين نام خواندن مناسب رعايت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نيست ، و هرگاه به اين لايق نباشد چه خواهد [ بود ] حال كسى كه تكذيب اين مصدّق و تحقير آن معظم كند ! و گويا ابو ذر رحمه اللّه تخطئهء عثمان [ . . . ] در امر اول است كردن اشاره به نهايت قباحت امور ديگر كه عثمان نسبت به . . .
شده است به عنوان اولويت ، و بعد از [ . . . ] مذكوره افزوده مىشود قباحت تكذيب بر غايت قباحتى كه داشته است . ( منه ) .