معاذ اللّه كه اخبار در اين باب متكافى باشند ! بلكه معروف ظاهر اين است كه اخراج كرده است او را اول به شام ، بعد از آن از آنجا طلبيده به مدينه آورد ، چون از او شكوه كرد معاويه و اخراج كرد از مدينه به ربذه .
و به تحقيق كه روايت كردند جميع اهل تواريخ با اختلاف طرق و اسانيدشان اينكه : عثمان چون داد به مروان بن حكم آنچه داد و داد حارث بن الحكم بن ابى العاص را سيصد هزار درهم و داد زيد بن ثابت را صد هزار درهم شروع كرد ابو ذر كه مىگفت :
وَ بَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِيمٍ
« 1 » يعنى :
بشارت بده كافرين را به عذاب دردناك .
و مىخواند قول اللّه تعالى را كه :
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
« 2 » .
پس اين را مروان به عثمان گفت ، پس فرستاد به سوى ابو ذر نائل غلام خود را كه ترك كن آنچه به من مىرسد از تو .
پس گفت : آيا نهى مىكند عثمان را قرائت كتاب خداى تعالى و عيب كردن كسى كه ترك امر خدا مىكند ؟ فو اللّه لئن ارضى اللّه بسخط عثمان احب الى و خير من أن ارضى عثمان بسخط اللّه .
يعنى : به حق خدا كه البته اگر راضى كنم خدا را به غضب آوردن عثمان دوستتر است به سوى من ، و بهتر است از اينكه راضى كنم عثمان را به غضب آوردن خدا .
پس به غضب آورد اين عثمان را و گفت عثمان روزى : آيا جائز نيست مر
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) : 3 .
( 2 ) . توبه ( 9 ) : 34 .