تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
كه لفظ آن دلالت بر آن دارد . و چهارم قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « و هو ولى كلّ مؤمن بعدى » . گويا كه وجه دوتاى اول آن باشد كه جلالت امير المؤمنين عليه السّلام و مدائح مشهوره او كافى بودند در دانستن اينكه از او قبيح صادر نمىشود ، و به تقدير عدم علم بعضى به آن از براى ضعف مدرك تجويز عدم قباحت البته مىكردند . پس وجه نداشت جزم كردن به ايشان به صدور قبيح از على عليه السّلام چنان كه تعبيرشان به لفظ أ لم تر علىّ بن ابى طالب صنع كذا دلالت بر آن داشت به حسب ظاهر . گويا اين غضب و انكار از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از براى آن بود كه منشأ امثال اين گمان فاسد نسبت به امير المؤمنين عليه السّلام يا از عداوت او ناشى مىشود كه از علامت نفاق است چنان كه خواهد آمد ، يا از قلّت مبالات ايشان به آنچه از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در شأن امير المؤمنين عليه السّلام شنيده‌اند از ضعف اسلام ناشى مىشود . و گويا كه دوتاى اخير تأكيد آن چيزى بود كه ظاهر شده بود از او سابقا به واسطهء دلالت كردن اين دو بر عدم صدور قبيحى از او مطلقا . گويا كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله استدلال كرده است به بودن على عليه السّلام از او و بودن او از على بر مناسبت تامه كه منافى جواز قبح و خطاب از على عليه السّلام به واسطهء تأكيد انكار سابق و تأسيس منقبت ديگر غير آنچه ظاهر شده بود از مرتبهء او .

[ مرتبت امير مؤمنان عليه السّلام ]

بدان كه : اين اختصاص دلالت مىكند بر مرتبتى كه جايز نيست با آن تقدم احدى بر او و بر بودن او صادق در جميع اقوال و افعالى كه از آن جمله دعواى