تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 938

مساهمون:

ص٩٣٨
و اللّه ما نزلت آية الّا و قد علمت فيمن نزلت و اين نزلت و على من نزلت ان ربى وهب لى قلبا عقولا و لسانا طلقا « 1 » . و نيز در همان كتابها نقل مينمايند كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : سلونى عن كتاب اللّه فانّه ليس من آية الّا و قد عرفت بليل نزلت ام بنهار فى سهل ام فى جبل « 2 » . و نيز در مناقب خوارزمى از اعمش از عباية بن ربعى روايت نموده كه گفت . كان علىّ رضى اللّه عنه كثيرا يقول سلونى قبل ان تفقدونى فو اللّه ما من ارض مخصبة و لا مجدبة و لا فئة تضل مائة او تهدى مائة الّا و انا اعلم قائدها و سائقها و نائقها الى يوم القيمة « 3 » . و نيز جلال الدين سيوطى در ص 124 تاريخ الخلفاء و بدر الدين حنفى در عمدة القارى و محب الدين طبرى در ص 198 جلد دوم رياض النضرة و سيوطى در ص 319 جلد دوم تفسير اتقان و ابن حجر عسقلانى در ص 485 جلد هشتم فتح البارى و نيز در ص 338 جلد هفتم تهذيب التهذيب نقل مينمايند كه على عليه السّلام فرمود : سلونى و اللّه لا تسئلونى عن شىء يكون الى يوم القيمة الّا اخبرتكم و سلونى عن كتاب الله فو الله ما من آية الا و انا اعلم أ بليل نزلت ام بنهار فى سهل ام فى جبل « 4 » . آيا اين بيانات ادعاى بغيب نيست و جز عالم بعلم غيب ديگرى ميتواند چنين ادعائى در مقابل دوست و دشمن بنمايد اگر قدرى از عادت خارج شويد و با نظر
هامش
( 1 ) به خدا قسم نازل نگرديد آيه‌اى مگر بتحقيق من ميدانم در چه كس نازل گرديده و بر چه چيز نازل گرديده خداى من افاضه فرمود به من قلبى و عقلى كامل و زبانى طلق و گويا و ناطق . ( 2 ) سؤال كنيد از من از كتاب خدا پس بدرستى كه نيست آيه‌اى مگر آنكه من ميشناسم بشب نازل شده يا روز در زمين نرم يا كوه سخت . ( 3 ) على ( ع ) بسيار ميفرمود سؤال كنيد از من قبل از آنكه مرا نيابيد به خدا قسم نيست زمينى پرگياه يا خشك بىگياه و نيست گروهى كه گمراه كنند صد نفر را يا هدايت نمايند صد نفر را مگر آنكه من بهتر ميدانم رئيس و قائد آنها را و خواننده آنها و راننده آنها را تا روز قيامت . ( 4 ) سؤال كنيد از من به خدا قسم سؤال نميكنيد مرا از چيزى تا روز قيامت مگر آنكه خبر مىدهم شما را ( از آنها ) . سؤال كنيد مرا از كتاب خدا به خدا قسم نيست آيه‌اى مگر آنكه من ميدانم در شب نازل گرديده يا روز در زمين نرم يا كوه سخت .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 938 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )