تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
اگر اين مرد از گوشهء افريقا قدمى پيش ميگذارد يا زحمت تهيّه و مطالعه كتب شيعيان را به خود ميداد خجالت ميكشيد چنين تهمتى را نميزد - شايد هم عمدا زده تا امر را بر بىخبران مشتبه نمايد و مسلمانان را از هم جدا كند ؟ ما شيعيان - حضرت محمّد مصطفى خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را پيغمبر ثابت بر حق ميدانيم كه ابدا اشتباهى در نزول وحى به آن حضرت به كار نرفته و مقام جبرئيل امين را بالاتر از آن ميدانيم كه آن مرد بىحقيقت نسبت داده و به آن على بن أبي طالب معتقديم كه جبرئيل ( امين وحى الهى ) او را از جانب خداى متعال بوصايت و خلافت خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم معرفى نموده است « 1 » .
هامش
( 1 ) در يكى از سالها كه از كاظمين بوسيله راه آهن با جمعى از زوار شيعه عازم سامراء بوديم در اطاق ما جمعى از اهل موصل بودند باتفاق دو نفر از قضات و علماء اهل سنت . پيوسته بر ما خورده ميگرفتند و مسخره مينمودند و تهمتها ميزدند غافل از اينكه حقير با لسان عربى آشنائى دارم ما همه را بسكوت گذرانيديم . تا آنكه يكى از آن قضات گفت اين رافضيها عادات و اخلاق فاسد بسيار دارند تماما اهل بدعت و مشرك هستند - مثلا يكى از بدعتهاى عجيب آنها اينست كه سلام نماز را كه ميدهند دستها را بلند مينمايند و سه مرتبه ميگويند خان الامين يعنى امين خيانت كرد - آنها پرسيدند امين كه بوده و خيانت او چه بوده شيخ گفت شيعه‌ها ميگويند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم و على و جعفر در كوه حرا خوابيده بودند جبرئيل امين مأمور شد از جانب خدا وحى نبوت را بعلى بدهد خيانت كرد و عوضى بخاتم الانبياء ( ص ) داده ! ؟ ! ؟ . اين ستكه تمام شيعيان با جبرئيل دشمن‌اند بعد از هر نماز سه مرتبه ميگويند جبرئيل خيانت كرد يعنى وحى را عوض على بخاتم الانبياء داد - حقير بىطاقت شدم گفتم جناب شيخ دروغ و تهمت از گناهان كبيره است يا صغيره گفت كبيره است گفتم پس جنابعالى با اين محاسن سفيد چرا دو گناه بزرگ نموديد و اين نسبت غلط را بشيعيان دادى - با كمال پرروئى گفت مطلب همين است از آن آقايان موصلى سؤال كردم فارسى ميدانيد دو سه نفر از آنها گفتند بلى من ده دوازده نفر از پير و جوان زائرين را كه از موضوع خبر نداشتند يكى يكى صدا كردم و پرسيدم شما بعد از سلام نماز كه دستها را بر ميداريد تا مقابل گوش چه ميگوئيد گفتند براى قبولى نماز سه مرتبه ميگوئيم اللّه اكبر - گفتم جناب شيخ خجالت كشيديد يا نه - گفت شما يادشان داديد گفتم از خدا بترسيد من كه پهلوى شما نشسته‌ام و از جا برنخاستم و حرفى نزدم - رو كردم به آن آقايان موصلى گفتم خواهش ميكنم برخيزيد برويد باطاقهاى ديگر و از زائرين شيعه كه در اطاقهاى راه آهن هستند سؤال كنيد چند نفر جوان فهميده كه زبانهم ميدانستند رفتند و بعد برگشتند برافروخته حمله كردند بجناب شيخ كه شما چه منظور از اين دروغ *