الجميع على صحته حتى صار ذلك اجماعا منهم - قال الحاكم النيسابورى هذا حديث دخل فى حد التواتر « 1 » .
گمان ميكنم ابهامى در كار و احتياجى بذكر دلائل بيشترى بر صحت و تواتر اين حديث شريف نباشد .
حافظ - حقير آدم بىايمان و لجوجى نيستم كه در مقابل دلائل و براهين شما كه در غايت اعتبار است ايستادگى كنم ولى قدرى تأمل كنيد در گفتار عالم فقيه ابو الحسن آمدى كه از متكلّمين و متبحّرين علماء مىباشد كه اين حديث را با دلائلى ردّ نموده است .
داعى - خيلى تعجب مينمايم از مثل شما عالم دقيق منصف كه با نقل اقوال اين همه از اكابر علماء خودتان كه همگى ثقه و مورد اطمينان عموم شما ميباشند توجه مينمائيد بقول آمدى كه مردى شرير و بىعقيده و تارك الصّلاة بوده .
شيخ - بشر در اظهار عقيده آزاد است و اگر كسى اظهار عقيدهاى نمود نبايد او را متّهم ببدى نمود و از مثل شما شخص شريفى كه مجسّمهء اخلاق هستيد خيلى قبيح بود كه عوض جواب منطقى با لسان سوء عالم فقيهى را متّهم سازيد .
داعى - اشتباه فرموديد دعاگو لسان سوء نسبت باحدى ندارم و در زمان آمدى هم نبودهام ولى عقايد سوء او را علماء بزرگ خودتان نقل نمودهاند .
شيخ - علماى ما در كجا او را ببدى و سوء عقيده ياد نمودهاند .
شرح حال آمدى
داعى - ابن حجر عسقلانى در لسان الميزان نوشته است السيف الامدى المتكلم على بن ابى على صاحب التصانيف و قد نفى من دمشق لسوء اعتقاده و صح انه كان يترك الصلاة « 2 » .
هامش
( 1 ) اين حديثى است كه اتفاق نمودهاند بر صحت آن رواة ائمه از علماء اعلام و حفاظ مانند ابى عبد اللّه بخارى در صحيح خود و مسلم بن حجاج در صحيح خود و ابى داود در سنن و ابو عيسى ترمذى در جامع و ابو عبد الرحمن نسائى در سنن و ابن ماجه قزوينى در سنن اتفاق نمودهاند عموما بر صحت اين حديث و اين امر مورد اجماع آنها مىباشد . و حاكم نيشابورى گفته است اين حديثى است كه داخل شده در حد تواتر .
( 2 ) سيف آمدى متكلم على بن ابى على كه صاحب تصانيف بوده او را از دمشق تبعيد كردند بواسطه سوء اعتقاد او و صحيح است آن كه تارك الصلاة بوده .