القدر مطالعه و در اطراف فرمايشات ديشب شما دقت نمودم واقعا حظّ كردم و لذّت بردم و حقيقة غبطه خوردم به اين نسب شريف و مدتى در فكر بودم در پايان افكار خود خيلى متأثر و متألم گرديدم كه شخص شريف صحيح النّسبى مانند جنابعالى با اين حسن صورت و سيرت چرا بايستى تحت تأثير عادات سخيفهء گذشتگان قرار گرفته و از طريقه ثابتهء اجداد بزرگوارتان منحرف و رويّهء سياسى ايرانيان مجوس را بپذيريد .
داعى - اوّلا از حسن ظنّ و نظر لطف جنابعالى ممنون و متشكرم و بدون شكسته نفسى واقعا - آن ذرّه كه در حساب نايد - من هستم ثانيا چند جمله مخلوط بهم و مبهم فرموديد كه دعاگو نفهميدم هدف و مقصدتان چيست متمنى است جملات را تفكيكا بيان فرمائيد تا اصل حقيقت آشكار شود .
عادات سخيفه گذشتگان كدام است طريقهء ثابتهء اجداد بزرگوارم كه داعى از آن روى گردان شدهام چه چيز است و رويه سياسى ايرانيان را كه پيروى نمودهام چيست ؟
حافظ - مرادم از عادات سخيفهء گذشتگان تأسيسات و عقايد و بدعتهائى است كه بدست بيگانگان يهود داخل در دين حنيف اسلام شده .
داعى - ممكن است لطفا توضيح بيشترى بدهيد كه معلوم شود آن بدعتها كدام است كه دعاگو پيروى نمودهام .
اشكال نمودن بر مذهب شيعه
حافظ - البته خاطر عالى به خوبى مسبوق است بشهادت تاريخ كه بعد از گذشتن هر يك از انبياء بزرگ اعادى در اصل آن دين كه كتاب مقدّس آنها بود مانند تورية و إنجيل دست پيدا نمودند و بواسطهء تحريفات بسيار آن دين را ضايع و از درجهء اعتبار ساقط نمودند .
ولى در اسلام بواسطه محكم بودن قرآن حكيم چون آن قدرت را پيدا نكردند لذا عدّهاى از يهوديها كه هميشه حيّال و مكّار بودهاند و تاريخ زندگانى آنها پيوسته لكّهدار بحيله و تزوير بوده است مانند عبد اللّه بن سباء صنعائى و كعب الاحبار و وهب ابن منبه و ديگران كه اسلام آوردند و بناى سمپاشى را گذاردند عقايد باطلى را با رأى و عقيدهء خود توأم بنام گفتار پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم در ميان مسلمانان انتشار دادند .
خليفه سوم عثمان بن عفّان رضى اللّه عنه آنها را تعقيب نمود از ترس خليفه فرار